انجیل

چگونه می توانیم یک بحران فرهنگی را سپری کنیم

توسط Mark Dever

​Mark Dever é o pastor da Capitol Hill Baptist Church em Washignton, D. C. e presidente do 9Marks.
Article
03.20.2019

به نظر می رسد که نظر عمومی در رابطه با ازدواج همجنس گرایان در حال تغییر است، چنانکه قوانین ملتها در این رابطه در حال تغییر است.

البته که این فقط یکی از تغییرات در این مجموعه وسیعتر می باشد. به نظر می رسد که دیدگاه آمریکا در رابطه با خانواده، عشق، روابط جنسی به طور کلی، بردباری، خدا، و خیلی از مسائل دیگر به سمتی سوق داده می شود که مسیحیان معتقد به کتاب مقدس را در جایگاه دفاعی قرار می دهد.

بر اساس عبارتی که المهلر عنوان می کند، به راحتی می توان احساس کرد که به “قانون شکن اخلاقی” تبدیل شده ایم. ایستادن بر روی قواعد تاریخی مسیحی به شکل فزاینده ای باعث ایجاد مشکلات اجتماعی و احتمالاً اقتصادی می شود، شاید روزی هم باعث شود که مجرم شناخته شویم. خیلی عجیب است که به مسیحیان گفته شده که دیدگاه خود را به دیگران تحمیل نکنند، حتی با تهدید به از دست دادن شغل یا جریمه های دیگر، مسیحیان را تهدید می کنند که یک گروه سیاسی جدید راه نیندازند.

با وجود همه این مسائل، مسیحیان وسوسه می شوند که بترسند یا به عنوان هشدار دهنده صحبت کنند. اما به هر میزان که این کار را انجام دهیم، به همان میزان نشان می دهیم که یک مسیحیت اسمی و غیر کتاب مقدسی را پذیرفته ایم.

در اینجا هفت قاعده و قانون وجود دارد که به ما کمک می کند تا بتوانیم تغییرات فرهنگی واقعی را که در حال حاضر با آن مواجه شده ایم، سپری کنیم.

 

  1. به یاد بیاورید که کلیساها وجود دارند تا تغییرات ماوراء الطبیعه ایجاد کنند.

کلّ ایمان مسیحی بر این پایه بنا شده که خدا به مردمی که از نظر روحانی مُرده هستند، حیات جدید می بخشد. هر وقت که ما بشارت می دهیم، به قبرستان بشارت می دهیم.

هیچ زمان یا هیچ فرهنگی نبوده که در آن توبه از گناهان یک عمل طبیعی باشد. چنین فرهنگی وجود ندارد، هیچ وقت وجود نداشته، و هیچ وقت وجود نخواهد داشت. مسیحیان، کلیساها، و به خصوص شبانان باید در عمق وجودشان بدانند که کار ما همیشه یک کار ماوراء الطبیعه بوده است.

از این نقطه نظر، تغییرات فرهنگی اخیر کار ما را صفر درصد دشوارتر کرده است.

 

2. درک کنید که جفا یک مسئله طبیعی است.

در این ماههای اخیر انجیل یوحنا را موعظه می کردم، و عده ای از من تشکر می کردند که به شکل بارزی عنوان جفا را مطرح کردم. من فکر نمی کنم که موعظه من عوض شده باشد، بلکه فکر می کنم گوشهای مردم عوض شده است. وقایع اخیر در میدان عمومی باعث شده که مردم در مورد آنچه که پیش روی مسیحیان است نگران شوند. اگر می توانستید به عقب برگردید و به موعظه های قدیمی من گوش کنید- مثلاً سری موعظه های دهه 1990 در رابطه با اول پطرس- متوجه می شدید که هدف از توضیحات و تئوریهای روزمره کتاب مقدسی این بوده که عنوان جفا را دوباره و دوباره برجسته کند. جفا چیزی است که مسیحیان در این دنیای سقوط کرده با آن مواجه می شوند. همان چیزی است که عیسی به ما وعده داد (به عنوان نمونه، یوحنا 16).

حال، ممکن است تصور کنید که با عنایت خدا، بعضی از مسیحیان در موقعیتی قرار می گیرند که اگر زندگی خود را صرف اطاعت از خدا کنند، گرفتار جفا و دشنامها نخواهند شد. اما فریب ساختمانهای زیبایی را نخورید که بسیاری از کلیساها در آن جمع می شوند. این عیسی که ما پیرو او هستیم به عنوان یک مجرم حکومتی اعدام شد.

اخیراً یکی از همکاران شبانم به این مشاهده رسد که، در تاریخ جفای مسیحیان، اغلب مسائل ثانویه – نه انجیل- جفاها را به همراه دارد. جفا کننده ها نمی گویند که:” تو به انجیل عیسی مسیح ایمان داری، پس حالا من به تو جفا می رسانم.”

بلکه بعضی باورها یا اعمالی که ما به عنوان مسیحی دنبال می کنیم، در تضاد با آن چیزی است که مردم می خواهند، یا تهدیدی است برای دیدگاهی که آنها نسبت به دنیا دارند. بنابراین با ما مخالفت می کنند.

دوباره می گویم، به هر میزانی که ما نسبت به تغییرات در فرهنگ خودمان عکس العمل نشان می دهیم، چه با ترس یا با هشدار دادن، به همان میزان در تضاد با تعالیم کتاب مقدس در رابطه با شاگردی عادی مسیحی عمل می کنیم. این نشان می دهد که مسیحی اسمی شدن برای ما یک مسئله طبیعی شده است.

مخصوصاً شبانان باید در تعالیم خود در مجامع، نمونه باشند، نه اینکه نقش قربانی را بازی کنند. ما باید در موعظه هایی که به طور مرتب برگزار می شود، برای طبیعی شدن جفاها دعا کنیم. این کار مربوط به رهبر است که کلیساها را برای چگونگی پیروی از عیسی آماده کند، حتی اگر به معنای انتقاد اجتماعی، یا از دست دادن امتیازات، یا جریمه های مالی، یا مجرم شناخته شدن باشد.

 

3. از خیالبافی و طرز تفکر مدینه فاضله ساختن ( همه چیز را به شکلی عالی و کامل تبدیل کردن)، دوری کنید.

مسیحیان باید افرادی بامحبت و عادل باشند، به این معنا که همیشه باید سعی کنیم این محوطه کوچک از دنیایی را که ما در آن ساکن هستیم به شکلی بهتر از روز اولش تبدیل کنیم، چه کلاسهای یک مهد کودک باشد یا یک پادشاهی. اما درحالیکه از روی محبت و عدالت عمل می کنیم، باید به یاد داشته باشیم که قرار نیست ما این دنیا را به ملکوت و پادشاهی مسیح خودمان تبدیل کنیم.

خدا به ما این مأموریت را نداده که این دنیا را به کمال برسانیم، بلکه مأموریت مهمی که به ما داده این است که به آن کسی که روزی دنیا را به شکل کاملی در خواهد آورد، اشاره کنیم، حتی به این طریق که زندگی خود را صرف محبت و انجام اعمال نیکو کنیم. اگر شما وسوسه می شوید که بخواهید مدینه فاضله بسازید، لطفاً دقت داشته باشید که کتاب مقدس اجازه این کار را نمی دهد، و توجه کنید که تاریخ این طرز تفکر نشان می دهد افرادی که درگیر این طرز تفکر شده اند، از مسیر منحرف شده و فریب خورده اند، حتی با غیرت ترین پیروان مسیح.

خوب است که نسبت به پذیرش گناه احساس ناراحتی کنیم، که در این روزها در حال رشد می باشد. اما یکی از دلایلی که مسیحیان بسیاری در آمریکا احساس می کنند که باید این تغییرات فرهنگی اخیر را از خواب غفلت بیدار کنند، این است که به نوعی، امید دارند که دنیا را به یک مدینه فاضله تبدیل کنند. دوباره، به هر میزانی که به عنوان یک هشدار دهنده فکر می کنید و صحبت می کنید، به همان میزان ممکن است که انگیزه شما برخاسته از این طرز تفکر مدینه فاضله ساختن باشد.

 

4. از نظارت دموکراتیک، نهایت استفاده را بکنید.

من ناراحت می شوم اگر بفهمم که کسی از گفته های من به این نتیجه رسیده باشد که مهم نیست مسیحیان در ملأ عام یا در ایالت خود چه کار می کنند. پولس به ما می گوید که تسلیم حکومت خود باشیم. اما در این زمینه دموکراتیک ما، بخشی از تسلیم شدن به حکومت به این معناست که در اقتدارِ آن سهمی داشته باشیم. و اگر ما سهمی در اقتدار آن داشته باشیم، که ممکن است داشته باشیم، تا حدودی، سهمی در ظلم و ستم آن داریم. با نادیده گرفتن مراحل دموکراتیک، و تا اندازه ای که در اختیار ماست، با نادیده گرفتن نظارت.

ما نمی توانیم یک مدینه فاضله بسازیم، اما به این معنی نیست که نمی توانیم برای آنچه که در اختیار داریم، ناظران خوبی باشیم یا نمی توانیم از مراحل دموکراتیک برای برکت دادن به دیگران استفاده کنیم. به خاطر محبت و عدالت، باید از نظارت دموکراتیک خود استفاده کنیم.

 

5. به خداوند اعتماد کنید، نه به موقعیتهای انسانی.

تا به حال هیچ موقعیتی نبوده که مسیحیان نتوانند در آن به خدا اعتماد کنند. عیسی به زیبایی از طریق صلیب به پدر اعتماد کرد. “به خاطر خوشی که پیش رو داشت.” ( عبرانیان 12 : 2) آنچه که من و تو با آن مواجه می شویم قابل مقایسه با رنجی نیست که پادشاه ما متحمل شد. ما می توانیم به او اعتماد کنیم. او به ما ثابت می کند که با وجود تمام چیزهایی که باید تحمل کنیم، او قابل اعتماد است. و همین طور که به او اعتماد می کنیم، شهادت زیبایی از نیکویی و قدرت خدا خواهیم داشت، او را جلال خواهیم داد.

 

6. به یاد داشته باشید که هر آنچه داریم از فیض خداست.

به یاد داشته باشید هر آنچه که دریافت می کنیم، به جز جهنم، زمانِ رقصی برای مسیحیان است. درست است؟ هر آنچه یک مسیحی دارد، تماماً از روی فیض است. ما باید این دیدگاه را داشته باشیم،  تا وقتی با مخالفت کارفرمایان، دوستان، اعضای خانواده، و دولت خود روبرو می شویم، وسوسه نشویم که ترشرویی کنیم.

پولس چگونه می توانست در زندان سرود بخواند؟ او می دانست که از چه چیزهایی بخشیده شده است. او می دانست که چه جلالی منتظر اوست، او این مسئله را درک کرد و پاداشش این واقعتیهای بزرگتر بود.

 

7. در پیروزی قطعی مسیح آرامی بیابید.

دروازه های جهنم بر کلیسای عیسی مسیح استیلا نخواهد یافت. نیازی نیست که بترسیم و بلرزیم، انگار که شیطان بالاخره، بعد از هزار سال، با مخالفتهایی که بر ضدّ خدا کرد، از طریق لایحه و تبلیغات ازدواج همجنس گرایان، روی دست خدا بلند شد. ” آه، احتمالاً اینجا شکست می خوریم!” نه، حتی شانسی برای این کار ندارد.

مردم در سراسر دنیا، در این زمان و در طول تاریخ، خیلی بیشتر از مسیحیان امروزی آمریکا جفاها را تحمل کردند. و ما فکر نمی کنیم که شیطان در آن زمان روی دست خدا بلند شد، اینطور نیست؟

هر ملت و هر دوره ای راهی منحصر به فرد برای بروز تباهی و فساد خود دارد، تا به خدا حمله کند. اما هیچ کدام به موفقیت نمی رسد، همانطور که با مصلوب کردن عیسی می خواستند او را شکست بدهند. بله، او مُرد. اما سه روز بعد از مردگان برخاست.

ملکوت مسیح در خطر سقوط نیست. مسیحیان، کلیساها، و مخصوصاً شبانان باید این موضوع را در عمق وجود خود بدانند. روز موعود رسیده است. الان زمان پاکسازی است. به خاطر اینکه دستور کار دنیوی در زمان و مکان ما ” در حال برنده شدن” است، به این معنی نیست که حتی یک نفر از افرادی که خدا در نظر گرفته و انتخاب کرده تا نجات یابد، از دستش خارج خواهد شد. نباید نگرانی یا نومیدی در ما جایی داشته باشد.

شاید نتوانیم با دیگران بحث کنیم. شاید کتابها یا مقاله های ما نتوانند آنها را ترغیب کنند. اما ما می توانیم با محبت ماوراء الطبیعه که خدا در مسیح به ما نشان داد، آنها را محبت کنیم. و می توانیم امروز کلام او را بشناسانیم- با فروتنی، اعتماد و خوشی.

 

یادداشت ویراستار: این مقاله در ابتدا در ” ائتلاف انجیل” عنوان شد. مارک به این عنوان در کارگاه عملی خود در کنفرانس ملی 2015 اشاره خواهد کرد. 13 تا 15 آوریل، در اورلاندو ، فلوریدا.