شاگردی

هیچکس کلیسایی را که می خواهد، به دست نمی آورد

Article
05.13.2019

در چند روز اخیر بیشتر در بستر می ماندم. این به ندرت برای من اتفاق می افتد، چون من بیست و هفت سال دارم و سالم هستم. اما یک دیسک آسیب دیده در کمرم دارم که چند وقت یکبار از جایش در می رود.

با توجه به دردهای جسمی دیگری که وجود دارد، این درد به لطف خدا، یک مسئله کوچکی است. در مقایسه با سرطان که یکی از اعضای کلیسایم به آن مبتلا شده، یا ناتوانیهایی که اعضای دیگر با آن در کشمش هستند، این مسئله کوچکی می باشد. با اینحال این مسأله برنامه های مرا برای آن هفته به هم ریخت. کلاسم را از دست دادم، برنامه سالگرد ازدواجمان به تعویق افتاد، و به جای اینکه با بچه هایم بازی کنم، تمام شب را روی تخت دراز کشیده بودم.

در تمام این مسائل، خدا درسهایی به من می داد که من مخصوصاً نمی خواستم که آنها را یاد بگیرم. او به من یاد می داد که وقتی کلافه می شوم، با کلمات خشن با زنم صحبت نکنم، نگران نباشم که در دهه های آینده این شرایط و این درد به کجا ختم می شود، بدانم که واقعاً چقدر به خدا وابسته هستم.

من نمی خواستم که این هفته این درسها را یاد بگیرم، اما خدا می داند که به آنها احتیاج دارم. من مطمئنم که این حداقل یکی از دلایلی است برای اینکه او اجازه نداد که این هفته مطابق خواسته من پیش برود.

من معتقدم که در اینجا درسی برای زندگی در کلیسا وجود دارد. بی پرده بگویم، هیچکس کلیسایی را که می خواهد، به دست نمی آورد.

شاید وقتیکه در کلیسا حاضر می شوید یک فهرست از کارهایی که باید انجام دهید، یا یک تخته شاسی به همراه نداشته باشید، اما همه ما یک فهرستی از خواسته ها به همراه داریم. شاید شما یک نوع موسیقی خاص می خواهید، یک تجربه خاصی در پرستش. شاید واعظی را می خواهید که بتواند مایلها در اعماق دو آیه از رومیان شیرجه بزند. شاید شما رهبران کاریزماتیک ( دارای شخصیت قوی که دیگران را تحت تأثیر قرار می دهند و آنها را به سوی خود جذب می کنند) و برونگرا می خواهید که بتوانند با هر کسی رابطه برقرار کنند و همیشه بدانند که چه چیزی را می خواهند مطرح کنند.

هر آنچه که ممکن است در فهرست شما باشد، من این را تضمین می کنم: همه آنچه که در فهرست شماست، در فهرست خدا نیست.

در اصل، منظورم این است که شما نظراتی دارید که فراتر از اراده مکشوف شده خدا می باشد. یکی از واعظانی که من احترام بسیاری برای او قائلم، می گوید، ” من نظری ندارم، من فقط به کتاب مقدس ایمان دارم.” من چنین روحی را دوست دارم، اما این غیر ممکن است. آیا شما ترجیح می دهید که برگر بخورید یا استیک؟ آیا ترجیح می دهید که سرود ” قلعه عظیم” را بخوانید یا ” 10000 دلیل”؟ به هر حال، شما نظری دارید، اما به سختی می توانید باب یا آیه ای در این مورد به من نشان بدهید.

اما یک جنبه دیگری هم وجود دارد که چرا فهرست شما برای یک کلیسا، همیشه با فهرست خدا یکی نیست: خدا اراده خودش را برای کلیسا در کتاب مقدس آشکار کرده است، اما هیچ کلیسایی به طور کامل آنرا انجام نمی دهد. هیچ کلیسایی به اندازه ای که کلام خدا از آنها می خواهد، بالغ و مقدس نیست. هر کلیسایی در حال پیشرفت و ترقی می باشد. پس گاهی اوقات، حتی ممکن است اشتیاق خوب برای عضویت در یک کلیسای بالغ و در حال رشد، باعث شود که نسبت به چالشها و عدم رشد و بلوغ جماعت خود، ناشکیبا شده و صبر خود را از دست بدهید.

خدا نشان داده که کلیساها باید چگونه باشند و چه کار کنند. کلیساها باید توسط تعدادی از مردان خداشناس رهبری شوند، مردانی که گلّه را شبانی کرده و کلام را موعظه می کنند (اول تیموتائوس 3 : 1 – 7؛ دوم تیموتائوس 4 : 1 – 5). اگر شما در کلیسایی هستید که جمع مشایخ را ندارد، باید چه کار کنید؟ پاسخهای بی پایانی وجود دارد، همانطور که شرایط واقعی گوناگونی وجود دارد. اما یکی از راههای ممکن برای شما این است که مقداری از صبر خدا را نسبت به قوم ناکامل او ابراز کنید.

اگر خدا می تواند صبورانه عدم بلوغ قوم خود و کوتاهی آنها در پیروی از دستوراتش را تحمل کند، پس شما هم می توانید. اگر شما در جایگاه نفوذی هستید، از این نفوذ خود با فروتنی و حکمت استفاده کنید. اما هر کاری که می کنید، اجازه ندهید که اشتیاق خوب شما برای اطاعت کلیسا از کتاب مقدس، باعث تلخی و کلافگی در شما شود.

هیچکس – درست است، هیچکس- کلیسایی را که می خواهد، به دست نمی آورد. همه ما نظرات و ترجیحاتی داریم و حتی گاهی اوقات الزاماتی که به طور کامل با جماعت واقعی قوم خدا در هماهنگی نیست. همه ما باید نفع دیگری را طالب باشیم و خواسته های خود را به خاطر نیاز کلّ بدن، قربانی کنیم.

به نوعی، این نکته اصلی زندگی در کلیسا می باشد. خدا ما را اعضای بدن ساخته تا ما یاد بگیریم که به بدن توجه و رسیدگی کنیم. (اول قرنتیان 12: 12 – 27). خدا ما را همکاران انجیل ساخته تا ما با ملاحظه کردن دیگران، و برتر دانستن دیگران نسبت به خود، انجیل را نشان بدهیم ( فیلیپیان 2 : 3 – 4). عیسی حقّ و حقوق خود را کنار گذاشت تا ما را خدمت کند، و این کاری است که شما انجام می دهید، هر بار که امیال و ترجیحات خود را قربانی پیشرفت و رشد بدن می کنید.

ملاحظه دیگران پیش از ملاحظه خود، بهایی دارد. در فرهنگی که با مصرف کنندگی اشباع شده، و در شهرهایی که بوفه هایی برای انتخاب کلیسا داریم، معمولاً آخرین چیزی که می خواهیم انجام دهیم، این است که ترجیحات و امیال خود را قربانی کنیم. اما این دقیقاً همان چیزی است که انجیل از ما می خواهد.

فرض کنید که کلیسای شما سرودی را می خواند که شما دوست ندارید. کلمات آن ارتودکسی می باشد، اما شما به لحن و آهنگ آن دهن کجی می کنید. به جای اینکه بیصدا به آن بخندید، در آن سرود عمیق شوید و آنرا با صدای بلند بخوانید. عجیب است که عضو دیگری در کلیسای شما این سرود را دوست دارد. پس آن عضو را، هر کسی که باشد، با اشاره به این سرود خاص یا سرود روحانی، تشویق کنید. (کولسیان 3 : 16- 17)

عادت کنید که امیال و ترجیحات خود را رها کنید تا بتوانید به خیریت کلّ بدن توجه کنید. قلب، ذهن، زبان و دستان خود را پرورش دهید تا در خطوطی از انجیل که درباره تسلیم کردن می باشد، عمیق شوید تا دیگران نفع ببرند.

ممکن است خدا، کلیسایی را که می خواهید به شما ندهد، اما او آنقدر توانایی دارد که کلیسایی را به شما بدهد که به آن احتیاج دارید. پس به اطراف خود نگاهی بیندازید، شاید در حال حاضر این کار را انجام داده است.