رهبری

هنوز از شبانی کردن خود راضی نیستیم- اما پیشرفتهایی داشته ایم

Article
05.13.2019

یادداشت ویراستار: این در ادامه مقاله باب در سال گذشته می باشد: ” هنوز از شبانی کردن خود راضی نیستیم.”

****

یک سال و نیم گذشته، من مقاله ای با عنوان مشابه نوشتم که درباره نقشه ای برای افزایش سطح شبانی و قصد و نیّتِ شبانی کردن بود، آنچه که مشایخ کلیسایم برای اعضایمان فراهم می کنند. من متقاعد شدم که اگر می خواهیم بگوییم که مراقبت از جان اعضای خود را به عهده داشته ایم، باید بیشتر وارد زندگی آنها شویم. (عبرانیان 13 : 17) تیم ویتنِر در کتاب خود به نامِ، رهبری که شبان است، در مورد شبانی کردن بزرگ (ماکرو) صحبت می کند (موعظه کردن، تعلیم دادن، سازماندهی کردن) و شبانی کردنِ کوچک (میکرو) (مکالمات، شاگرد سازی شخصی، دعا با یکدیگر و غیره). من احساس می کنم که ما به شبانی کردن بزرگ توجه خوبی کرده ایم، اما لازم است که توجه بیشتری به جنبه کوچک آن داشته باشیم. بنابراین در مقاله اولیه، من قدمهایی را که قرار بود برداشته شود، مطرح کردم و قول دادم که بگویم همه اینها چگونه پیش رفت.

نتیجه شگفت انگیز چه بود! 600 درصد افزایش در تعداد حضار! 850 درصد افزایش در هدایا! 8 کلیسا بنا شد! 57 مرد جوان اکنون در دانشکده مذهبی هستند! 2 میلیون نفر افراد جدید در توییتر ما را دنبال می کنند!

خُب، این حقیقت ندارد. اما واقعاً چگونه پیش رفت؟

 

سه قدم عملی

این طرح و نقشه سه عنصر اساسی را شامل می شد که به همراه چند قدم عملی بود:

  1. با مشایخ خود، ماهیت ضروری کلیسا و مسئولیت ما برای مراقبت از هر عضو را مورد تجدید نظر قرار دهم.
  2. یک دید و رویای واضح و روشن برای خدمت روحانی به وجود آورم که شامل مراقبت از همه اعضای گلّه می باشد.
  3. شبانی کردن را به شکلی برنامه ریزی کنم که بر پایه روابط باشد، نه بر پایه عکس العملها.

 

هدف از این قدم آخر این بود که برنامه ای برای مراقبت از همه اعضای گلّه به وجود آورم تا بدانیم که چگونه به بهترین شکل برای آنها دعا کنیم، آنها را تشویق و دلگرم کنیم، آنها را به چالش بکشانیم و در مورد خدمت روحانی، منابع یا افراد دیگری که می توانند به آنها کمک کنند (یا افرادی که آنها می توانند کمکشان کنند)، اطلاع رسانی کنیم. مشایخ، دو قدم اول را پذیرفتند و قصد داشتند که بر روی قدم سوم کار کنند. این کاری است که ما انجام دادیم.

 

شبانی کردن از طریق روابط، نه عکس العملها

اول، ما از هر شیخ خواستیم که هر ماه با پنج نفر از اعضا تماس بگیرند. اعضای ما کمی بیش از 1000 نفر است. ما سعی نکردیم آنرا بر این اساس تنظیم کنیم که چه کسی در حال حاضر دیگری را می شناسد، اما می توانستیم اسامی را بر اساس روابط کنونی و با توجه به “طرح انتخاب” آینده، به مشایخ خود بدهیم.

در ابتدا، همه سعی کردیم با تلفن با اعضایی که تحت مراقبت ما هستند تماس بگیریم. شیخ مورد نظر، خود را معرفی می کرد و به عضو مورد نظر توضیح می داد که ما به طور مرتب برای هر عضو کلیسایمان دعا می کنیم و می خواهیم بدانیم که آن عضو از ما می خواهد که در مورد چه موضوعی دعا کنیم. در واقع اکثر افرادی که به تماس تلفنی ما پاسخ دادند به نظر می رسید که به خاطر این تماس قدردانی می کنند. در بعضی موارد، شیخ مورد نظر در یک لحظه مناسب تماس گرفت و توانست به آن عضو کمک کند که به یک نیاز ضروری رسیدگی کند. در موارد دیگر، به نظر می رسید که شخص مورد نظر خلع سلاح شده و واقعاً در آن زمان چیزی برای گفتن نداشت، اگر چه تعداد کمی از آنها بعداً تماس گرفتند که بگویند چیزی به فکرشان رسیده است. به طور کلّی، احتمالاً حدود 40 -50% از اعضای ما به تماس تلفنی خود پاسخ ندادند و بعداً هم تماس نگرفتند.

 

مزایای ملموس

اگر چه تماس با اعضایمان به طور کامل انجام نشده بود، اما کار با ارزشی بود. یکی از مزایای ملموس آن، این بود که تماس شبانان با گوسفندان افزایش یافت. شبانی که بوی گوسفند نمی دهد، شبان خوبی نیست. همه ما فهمیدیم که بعضی از اعضا روزانه چه چالشهایی را تجربه می کنند، و چطور فقط یک تماس تلفنی می تواند در را برای مکالمات خیلی بیشتر باز کند.

یک مزّیت دیگر این بود که متوجه شدیم بعضی از افراد در مورد خدمات روحانی گوناگون کلیسای ما اطلاعات کمی دارند. این قضیه ما را مجبور کرد که در ارتباطات خود به صورت هدفمند عمل کنیم.

مزّیت دیگر برای جماعت بود که بدانند هر عضوی این مسئولیت را دارد که برای یکدیگر دعا کنند و از یکدیگر مراقبت کنند. داشتن مشایخی که از خود اثری به جا می گذارند، این فرصت را به من می دهد که از اعضا دعوت کنم که رد پای آنها را دنبال کنند. من اعضا را تشویق می کنم که برای یکدیگر دعا کنند، همانطور که به طور مرتب با هم ملاقات می کنند، مخصوصاً در روزهای یکشنبه. ملاقات با اعضا بعد از جلسه، درحالیکه بر روی نیمکت نشسته اند یا ملاقات با آنها در یک گوشه و دعا کردن برای یکدیگر، بسیار دلگرم کننده است.

مزّیت دیگر برای مشایخ است که به طور پیوسته به یاد داشته باشند که کلیسای ما مجموعه ای از خدمات روحانی نیست که باید آنها را اداره کرد، بلکه گلّه ای از مردم است که باید آنها را تغذیه کرد، هدایت و خدمت کرد.

 

مزایای غیر ملموس

مزایای غیر ملموس هم وجود دارد. خانمِ من اخیراً به طور اتفاقی شنید که عضوی از عضو دیگر می پرسید،” آیا مشایخ با تو تماس گرفتند؟” آن عضو با نیّت خوبی این سؤال را می پرسید و برای مراقبتی که از او به عمل آمده بود، قدردانی می کرد. آگاهی از اینکه ما به طور واضح یک گلّه تعریف شده هستیم و شبانان ما را می شناسند و تحت مراقبت آنها هستیم، تسلّی بزرگی برای کلیسای ماست.

همچنین به جماعت کمک کرده که بدانند که لازم است عضویت کلیسا را به شکل تازه و قانونی حفظ کنیم. من نمی توانم از نظر آماری چیزی بگویم، اما به نظر می رسد که جماعت در یک جایگاه سالمی قرار دارد. به نظر می رسد که آنها واقعاً به رهبری ما به عنوان مشایخ اعتماد دارند. من به سؤالاتی که در جلسه اعضای ما پرسیده می شود گوش می دهم و سعی می کنم متوجه شوم که تا چه اندازه به رهبری ما اعتماد دارند. به نظر می رسد که جماعت در رابطه با مشایخ و رهبران دیگر در صلح و آرامش هستند، و این به خاطر تلاشهای خاص برای شبانی کردن هر عضو می باشد.

 

قدم بعدی چیست؟

پس، الان چه کار کنیم؟

امسال، ما سعی داریم که مکالمات خود را عمیقتر کنیم، در عین حال که سعی داریم اعضایمان سهم گسترده تری را به عهده داشته باشند. ما طرح و برنامه های خود را کمی تغییر داده ایم. امسال ما به هر یک از مشایخ این مسئولیت را دادیم که در آغاز سال با یک گروه از افراد تماس گرفته و بر آنها نظارت داشته باشند. هر شیخی در طول سال به دنبال فرصتهایی برای صحبت کردن با این اشخاص می باشد، نه فقط در یک ماه خاص. بنابراین، با وجود اینکه ما هر ماه گزارشی ارائه می دهیم، اما در طول سال مشغول مراقبت هستیم.

همچنین گزارشات ما به روز می باشد تا مشایخ بتوانند به راحتی از آنها استفاده کنند. ما از طریق ایمیل و پیامک هم با مردم تماس می گیریم، در عین حال که از طریق تلفن و به صورت شخصی با آنها در تماس هستیم. ما ترجیح می دهیم که رو در رو یا به صورت تلفنی ارتباط برقرار کنیم، اما اگر حداقل پاسخی به ایمیل ما داده شود، آنرا هم می پذیریم. ما نه تنها این سؤال را می پرسیم که “چگونه می توانیم برای تو دعا کنیم؟” بلکه این سؤال را هم می پرسیم که “چه هدفهای روحانی برای خود داری که ما بتوانیم برای رسیدن به آنها تو را تشویق کنیم؟” این سؤال درهای زیادی را به قلب اعضایمان باز می کند.

ما هنوز از شبانی کردن خود راضی نیستیم، اما شکرگزار پیشرفتهایی هستیم که به دست آورده ایم. عبرانیان 13 : 17 هنوز هم مرا به چالش می کشاند، اما مشایخ قدم برداشته اند و به همین دلیل جماعت هم سالمتر است.