شاگردی

شش مزّیت بشارت دادن برای شاگردی

Article
05.13.2019

“بشارت دادن زندگی مرا عوض کرد.” جان، راننده تاکسی من، هنگامیکه به سمت آزاد راه اُرلاندو می رفتیم، این مطلب را گفت. من برای شرکت در یک کنفرانس به آنجا می رفتم و وقتیکه او فهمید من مثل اکثر مسافرانش برای رفتن به دنیای دیزنی (Disney World )به اُرلاندو نمی روم، مکالمه ما به سرعت به سوی ایمان کشیده شد.

من پرسیدم که، “منظورت چیست؟” کاملاً انتظار داشتم که او به من بگوید که چگونه یک نفر او را به سوی مسیح هدایت کرده بود. اما منظورش چنین چیزی نبود. منظورش این بود که انجام عمل بشارت، زندگی او را تغییر داده بود.

او توضیح داد:” یادگیری اینکه ایمانم را با دیگران در میان بگذارم، مسائل و مشکلات بسیار مهمی را در نظرم ظاهر کرد. مرا مجبور کرد که به چیزهایی رسیدگی کنم که پیش از آن هرگز به آنها فکر نمی کردم. پسر، بعد از اینکه کسی را به سوی مسیح هدایت می کنی، هرگز آنرا فراموش نمی کنی. مثل این است که نمی توانی از این کار دست بکشی! هیچ چیزی مثل این وجود ندارد!”

شهادت جان درباره تأثیر قوّت روحانی از طریق در میان گذاشتن ایمان خود با دیگران، شبیه به تجربه زندگی خودم با مسیح و 22 سال شاگرد خدمت روحانی بودن و رهبری کلیسا بود.

با اینحال، چگونه ما فکر می کردیم که شاگردی و بشارت دادن به عنوان دو جنبه جداگانه و بی ارتباط زندگی ما در مسیح می باشد؟ حتی آسیب زننده تر از این، اغلب اوقات شاگردی را ضروری دانسته و بشارت دادن را امری اختیاری می دانیم. یا فکر می کنیم بشارت دادن فقط برای غیرتمندترین افراد و افرادی که در کلیسای ما ” از نظر روحانی با استعداد هستند” می باشد.

 

هر شاگردی باید بشارت دهد

اما عهدجدید تصویری ترسیم می کند که در آن هر شاگرد مسیح به طور طبیعی و عادی در بشارت دادن شرکت دارد، به همان اندازه که در مطالعه کتاب مقدس، دعا، و پرستش متحد شرکت دارد.

از مسیحیان جدید گرفته تا مقدسین قدیمی و فرسوده، در میان گذاشتن انجیل با دیگران، برای زندگی در حال رشد در مسیح، ضروری و جزء مکمّل آن است.

بسیاری از ما شنیده و حتی موعظه هایی ارائه داده ایم که به درستی بر روی عنوان مأموریت بزرگ برای ” شاگرد سازی” تمرکز داشته است ( متی 28 : 18-20). ما به اطرافیان خود تعلیم داده ایم که باید خودشان شاگرد سازی کنند. اما باید به وضوح بدانیم که ” شاگرد سازی” ضرورتاً شامل کمک به افرادی می باشد که هنوز شاگرد نیستند، تا آنها هم شاگرد شوند- این بشارت دادن است. عیسی به ما الگویی داد (مرقس 1 : 14،15 ؛ متی 9 : 35) و رسولان خود را تعلیم داد که آنها هم همین کار را انجام دهند (مرقس 6 : 7 – 13 ؛ لوقا 10 : 1 – 12). فقط چند روز بعد از آن عیسی گفت که آنها “شاهدان او خواهند بود… تا اقصای جهان”. (اعمال 1 : 8)

بخشی از تعلیم رسولان که کلیسای تازه از روح پر شده، خود را به آن متعهد می ساخت (اعمال 2 : 42)، قطعاً روش معمول و طبیعی برای در میان گذاشتن انجیل با خانواده، دوستان و غریبه ها بود. از همان هفته ها و ماههای اول بعد از پنطیکاست، مردم هر روز نجات می یافتند ( اعمال 2 : 47). بشارت دادن بلافاصله بخشی از زندگی جدید آنها در شاگردی عیسی خداوند قیام کرده بود.

 

مزایای بشارت دادن

در اینجا شش راه ارائه شده که بشارت دادن را به عنوان بخش ضروری شاگردی می داند که به رشد و بلوغ شاگردان کمک می کند.

  1. بشارت دادن کمک می کند که انجیل را در مرکزیت زندگی و کلیسای خود نگه داریم.

انجیل، کلیسا را به وجود می آورد (کولسیان 1 : 5 ، 6)، پیغام اصلی کلیسا است ( اول قرنتیان 15 : 1 – 3)، و قدرت رشد در مسیح را به ما می دهد (فیلیپیان 1 : 6). بنابراین، ما باید با تمام قدرت خود سعی کنیم که انجیل را در مرکز نگه داریم. ما می دانیم که دنیا، جسم ما، و شریر، هر کاری می کنند تا آن را از دیدِ ما خارج کنند.

دی. ای. کارسون می گوید یکی از راههای ما برای حفظ و نگهداری انجیل این است که سخت تلاش کنیم که آن را به دیگران منتقل کنیم. بشارت دادن به ما کمک می کند که پیغام انجیل را به عنوان موتور زندگی در حال رشد در مسیح نگاه داریم.

  1. بشارت دادن، درک عمیقی نسبت به اساسی ترین حقایق کتاب مقدس به ما می دهد.

گفتگو درباره انجیل، با غیر مسیحیان، ما را مجبور می کند که حقایق مرکزی و اساسی کلام خدا را بهتر درک کنیم. مسائلی مانند شخصیت خدا، قدوسیت و خشم او، خلقت انسان به شباهت خدا، گناه، فیض، صلیب مسیح، و داوری، همه اینها در مرکز توجه ما قرار می گیرند. ما باید فکر کنیم تا بتوانیم این مفاهیم را به افراد مختلف در موقعیتهای مختلف توضیح بدهیم. و ما بهتر یاد می گیریم که چطور این حقایق همه آیات کتاب مقدس را از پیدایش تا مکاشفه به هم متصل می کند.

یکی از واضحترین آیات در رابطه با مزایای بشارت دادن برای شاگردی، فلیمون 1 : 6 می باشد: “تا شراکت ایمانت مؤثر شود در معرفت کاملِ هر نیکویی که در ما است برای مسیح عیسی.”

دانستن چیزی و توضیح دادن آن به کسی که آن را درک نمی کند یا باور ندارد، دو چیز متفاوت است. زمانیکه این حقایق ارزشمند را به دیگران توضیح می دهیم، برای ما واضحتر و روشنتر می شوند.

  1. بشارت دادن با انگیزه درست، محبت ما را نسبت به مسیح و همسایه مان زیاد می کند.

از همه مردم خواسته شده که با تمامی دل خود، خدا و دیگران را محبت کنند (مرقس 12: 28- 31). در میان گذاشتن ایمانمان با دیگران، به خاطر محبت نسبت به خدا و مردم، آتش این عشق و محبت را شعله ورتر می کند. من هرگز ندیده ام که بشارت دادن با انگیزه درست، چیزی خلاف آنرا انجام دهد.

اگر شما کسی را به سوی مسیح هدایت نکرده اید، من فقط می توانم خوشی دیدن قدرت تبدیل کننده انجیل که به تازگی در یک شخص عمل می کند، را برای شما توصیف کنم. دیدن اینکه قلبشان به خاطر گناهشان می شکند، قلب مرا به طور کاملتری نسبت به گناهم می شکند. دیدن اینکه آنها از آزادی بخشش خود لذت می برند، اشتیاق مرا برای نوشیدن از این بخشش بیشتر می کند. تجربه افتخار هدایت شخصی به سوی مسیح به ما یاد آوری می کند که خدا چقدر قدرتمندتر، قدّوس تر، و رحیم تر از آن چیزی است که ما غالباً در مورد او فکر می کنیم.

به همین ترتیب، وقتیکه ما پیغام امید انجیل را با دیگران در میان می گذاریم، مسیح به ما وعده می دهد که گاهی اوقات مردم آن را رد می کنند و شاید ما را هم رد کنند (یوحنا 15 : 18 – 20). وقتی چنین اتفاقی می افتد، قلب من بیشتر نسبت به اسارت و کوری حاصل از گناه می شکند. من با فوریت و ضرورت بیشتری به داوری آینده فکر می کنم. و دوباره متعجب می شوم که چرا خدا می خواست مرا نجات دهد، همانطور که او می خواهد یک شخص گناهکاری را که من و پیغام انجیل را رد کرد، نجات دهد.

  1. بشارت دادن سؤالات و اعتراضات غیر منتظره ای را از جانب غیر مسیحیان به وجود می آورد که می تواند ایمان ما را عمیقتر کند.

من به مدت تقریباً ده سال در خاورمیانه زندگی کردم، و روابط من با مسلمانان و غیر مسیحیان دیگر به طور پیوسته ایمان مرا قویتر می کرد. چونکه من برای دریافت پاسخهای حکیمانه به سؤالات آنها، به سراغ خدا می رفتم.

در غذاخوری نزدیک دفتر شرکتمان، بعدازظهرهای زیادی را صرف دوستی با مسلمانان کردم. غالباً مکالمات ما به طور طبیعی به مسئله ایمان کشیده می شد، و من این فرصت را داشتم که به آنها توضیح بدهم که مسیحیت واقعاً به چه چیزهایی معتقد است. من همیشه نمی توانم به سؤالات آنها بلافاصله پاسخ بدهم اما وقتی برای دریافت پاسخ به سراغ خدا و کلامش می روم، همیشه ایمانم قویتر می شود. در میان گذاشتن ایمانم با دیگران، مرا در موقعیتی قرار می دهد که ایرادات و اعتراضات را بشنوم و پاسخهایی برای سؤالاتی پیدا کنم که خودم هرگز آنها را نمی پرسیدم.

  1. بشارت دادن، ما را از تفکر اشتباه درباره نجات اطرافیانمان محافظت می کند.

از نظر کتاب مقدس، افرادی که تولد تازه نیافته اند نمی توانند شاگرد باشند. آنها نمی توانند در دینداری و خداشناسی رشد کنند (رومیان 8 : 5 – 8).

خطر بزرگ برای کلیسای امروز این است که فکر می کند افرادی که به سادگی ادعا می کنند که برچسب “مسیحی” دارند یا در فعالیتهای کلیسایی شرکت دارند، نجات یافته اند. اغلب اوقات بی احتیاطی در رابطه با اینکه چه کسانی را “تولد تازه یافته” بدانیم، ریشه در دیدگاه غیر کتاب مقدسی درباره گرویدن دارد. ( به یادداشتهای نُه نشانه درباره گرویدن نگاه کنید). یا گاهی اوقات ترس از انسان، ما را از بیم رنجانیدن یک ایماندار اعتراف کرده، از گفتن این مطلب که شاید آنها روی هم رفته به مسیح ایمان ندارند، منصرف می کند. اما اغلب اوقات انجیل را به عنوان بخشی از مکالمات روزانه ساختن، در واقع باعث می شود که مسیحیان اسمی دوباره از روح متولد شوند.

برزگر تخم را آزادانه می پاشد، ظاهراً بدون توجه به اینکه تخم کجا می افتد،(جاده، صخره، خارها، خاک؛ مرقس 4 : 2 – 8). ما هم باید به طور گسترده انجیل را اعلام کنیم، بدون تبعیض، و اجازه بدهیم که خدای قادر مطلق به هر شکل مناسبی از آن برای نجات گمشدگان و تشویق و دلگرمی مقدسین استفاده کند.

  1. بشارت دادن احتمال جفا و آزار به خاطر انجیل را افزایش می دهد، چیزی که باعث رشد ما می شود.

به دلایلی من مقاله خود را با این “مزّیت” شروع نکردم! به رومیان 5 : 3 – 5 توجه کنید:

” و نه این تنها بلکه در مصیبتها هم فخر می کنیم، چونکه می دانیم که مصیبت صبر را پیدا می کند، و صبر امتحان را و امتحان امید را. و امید باعث شرمساری نمی شود زیرا که محبت خدا در دلهای ما به روح القدس که به ما عطا شده ریخته شده است.”

در عین حال که ما نباید به دنبال عذاب و سختی باشیم، فقط به خاطر اینکه سختی بکشیم، بلکه باید آماده باشیم که به خاطر انجیل، این سختیها و عذابها را تحمل کنیم. (دوم تیموتائوس 1 : 8؛ رومیان 8 : 17). در حقیقت، متحمّل عذاب و سختی شدن به خاطر بشارت دادن باید باعث تشویق و دلگرمی ما شود، همانطور که برای کلیسای اولیه این چنین بود. (اعمال 5 : 41). و در میان گذاشتن ایمانمان، ما را مطمئن می سازد که به خاطر انجیل دچار عذاب و سختی خواهیم شد، نه به خاطر تصمیمات غیر حکیمانه یا توهین و بی حرمتی بیهوده. متحمّل عذاب و سختی شدن به خاطر اعلام انجیل، می تواند ایمان ما را عمیقتر کند، چنانکه ما به نجات دهنده رنجدیده خود نگاه می کنیم.

احتیاط و تشویق (دلگرمی)

یک کلام برای احتیاط کردن: درحالیکه برای بشارت دادن به عنوان بخشی از شاگردی، رو به جلو پیش می روید، مواظب برنامه های بشارتی باشید. من بشارت را به عنوان یک عمل “عادی و طبیعی” توصیف کردم. وقتی ما این کار را فقط به خاطر شرکت در یک برنامه انجام می دهیم، در این صورت مطابق شرح و توصیف کتاب مقدس درباره بشارت دادن در زندگی ایمانداران عمل نمی کنیم. بشارت را به عنوان یک برنامه پنداشتن، باعث می شود که آنرا از شاگردی و زندگی روزانه خود جدا کنیم.

در نهایت، چرخهای کمکی باید از دوچرخه بچه ها جدا شود. به همین ترتیب، برنامه ها تا زمانی خوب است که ما آنها را به عنوان شکلها و ساختارهایی ببینیم که در نهایت باعث می شوند که بشارت دادن به شکل طبیعی تر و عادیتری وارد کالبد زندگیهای ما شود.

در نهایت، تنها دلگرمی و تشویق بزرگ برای جماعت و دوستان مسیحی شما برای اینکه فعالانه ایمان خود را با دیگران در میان بگذارند، این است که ببینند و بشنوند که کشیش ارشد و مشایخ، ایمانشان را با دیگران در میان می گذارند. مردم چیزی را که شما هیجان زیادی نسبت به آن دارید، به بهترین شکل یاد می گیرند. اگر شما به عنوان کشیش برای در میان گذاشتن ایمان خود هیجان دارید، جماعت یاد می گیرد که برای در میان گذاشتن ایمان خود با دیگران هیجان داشته باشد. و درحالیکه این کار را انجام می دهند، به عنوان شاگردان عیسی رشد می کنند.

عیسی در مأموریت بزرگ به شاگردان خود گفت، ” شاگرد سازید… و ایشان را تعلیم دهید که همه اموری را که به شما حکم کرده ام حفظ کنند.” (متی 28 : 19). در حالیکه شاگرد می سازیم، بیایید این اطمینان را حاصل کنیم که به آنها الگویی از تمام حُکم ها ارائه داده و تعلیم بدهیم- به همراه خوشی عظیم و برکت زندگی بشارت دهنده.