دیگران

دعای متحد برای ” چهار مورد بزرگ”

Article
05.13.2019

همه ما عضو کلیساهایی بوده ایم که در آن دعا می کنند، اما نه دعای هدفمند یا بسیار مؤثر. متأسفانه، اکثر اوقات، دعای کلیسا مانند دعای قبل از غذاست- یک دعای اجباری است و همه به تصمیم شما برای انجام آن، احترام می گذارند، اما واقعاً هیچ کس بهره ای از آن نمی برد. ارزش آن به اندازه ای کاهش یافته که به عنوان بهترین وسیله برای انتقال از یک فعالیت به فعالیت بعدی می باشد. همه چشمهای خود را ببندید و سرهایتان را خم کنید، تا انتقال تیم پرستشی به روی صحنه یا خارج از صحنه، چیز عجیبی نباشد.

دعا به عنوان عملی برای آغاز جلسه- موعظه یکشنبه- تبدیل شده است. با اینحال کشیش قرن نوزدهم، ای. ام .باندز به ما یاد آوری می کند، “از طرف خدا با مردم صحبت کردن، کار بزرگی است، اما از طرفِ مردم با خدا صحبت کردن، کار بزرگتری می باشد.”

با در نظر گرفتن این موضوع، دعا در کلیسای سنگ زاویه (کُرنِر اِستون) که من شبانی آن را به عهده دارم، برای ما مسأله بزرگی است. ما نمی خواهیم که اعضا و بازدیدکنندگان ما فقط از طریق سرودها و موعظه هایی که از روی صحنه برگزار می شود، از خدا بشنوند. اگر اینطور بود، مردم به راحتی احساس می کردند که مثل تماشاچی هستند، و هدف از پرستش متحد چنین چیزی نیست. هدف، جلساتی است که هم شخصی و هم مشترک می باشد. ما می خواهیم افراد حاضر در جلسه این فرصت را داشته باشند که با خدا رابطه برقرار کنند، و ما دعا را به عنوان بخش مهمی برای رسیدن به این هدف می بینیم.

همه می دانند که ما باید در کلیسا دعا کنیم. اما اینکه چگونه دعا می کنید، تفاوت اساسی را ایجاد می کند، به همین دلیل است که ما در کلیسای خود از دعای متحد به عنوان راهی برای تعلیم دادن چگونگی رابطه با خدا استفاده می کنیم.

از طریق این نظم و انضباط، سه چیز وجود دارد که امیدواریم اتفاق بیفتد. اول، ما می خواهیم دعاهایمان به تصوّرات غلط رسیدگی کند؛ دوم، می خواهیم برای چیزهایی دعا کنیم که بسیاری از ما آنها را نادیده می گیریم، مثل دعا برای افراد صاحب اقتدار در دستگاه حکومتی؛ و سوم، می خواهیم نشان دهیم که دعای واقعی، نیاز به زمان زیادی ندارد. چیزهای بسیاری می تواند در پنج دقیقه انجام شود.

به طور خیلی مختصر، ما یاد گرفته ایم که تصور نکنیم که مردم می دانند که چطور دعا کنند، به همین دلیل وقتی با هم جمع می شویم، به طور خاص “چهار مورد بزرگ” را به کار می بریم.

 

ستایش

ستایش، برای زمانی که با خدا صرف می کنیم، پایه ای به وجود می آورد. ما می خواهیم این موضوع را در قلب و ذهن افراد ایجاد کنیم که بدانند صحبت کردن با خدا باعث افتخار ماست. اکثر ما با دعاهای بسیار سبک در حضور خدا، آشنایی داریم. از آغاز جلسه می خواهیم که دعا را در نطفه خفه کنیم.

اما، ما می خواهیم که شخصیت شاهانه و باعظمت خدا را به یاد آوریم- اینکه او کیست و در مسیح برای افراد نالایق چه کاری انجام داده است. به خاطر قربانی بزرگ عیسی، ما می توانیم با دلیری به حضور خدا برویم. اما دعاهای ستایشی این موضوع را هم به ما یاد آوری می کنند که باید با فروتنی به حضور او بیاییم.

 

اعتراف

اگر ستایش را به درستی انجام می دهیم، پس اعتراف بازتابی از جانمان می شود، و به عنوان قدم بعدی، منطقی می باشد. وقتیکه ما قدوسیت خدا را منعکس می کنیم، گناهکار بودن ما آشکار می شود، و به سوی اعتراف هدایت می شویم.

امید ما این است که وقتی می شنویم که عضوی از خانواده کلیسایمان به گناهش اعتراف می کند، ما هم به خودمان فکر کنیم و بگوییم:”من هم همینطور”. اغلب اوقات ما گناه را در زندگی خود کوچک می شماریم، اما وقتی می شنویم که دیگران اعتراف می کنند، تشویق می شویم که قلب خود را جستجو کنیم و گناهانی را که نادیده گرفته ایم، نمایان کنیم. این مسأله باعث یأس و ناامیدی ما نمی شود، بلکه باعث وابستگی و خوشی ما می شود، چون در این لحظات، به طور خاص، نیکویی و امانتداری خدا را به یاد می آوریم. ( اول یوحنا 1 : 9)

اعترافی که به درستی انجام شود، پرستش را به همراه می آورد. به هر حال، چون این مسأله ما را به چالش می کشاند که تاریکی زندگیهای خود را کشف کنیم، چیزی که اکثر اوقات آنرا رها می کنیم و تجربه آن خوشی را که خدا برای ما مهیا کرده، از دست می دهیم. برای اطمینان، هر دعای اعترافی باید جدّی و از روی پشیمانی باشد،اما همیشه باید با خوشی به پایان برسد، مانند داود در مزامیر 32:

 

“خوشابحال کسی که عصیان او آمرزیده شد و گناه وی مستور گردید.

خوشابحال کسی که خداوند به وی جرمی در حساب نیاوَرَد و در روح او حیله ای نمی باشد.”

 

شکرگزاری

همه ما می دانیم که خدا قادر مطلق است. اما اگر مراقب نباشیم، این مسأله می تواند از اشتیاق ما برای پرستش خدا، با قلبی شکرگزار، بکاهد.

چیزهای زیادی در این دنیا وجود دارد که شکسته شده و خراب شده است، چیزهایی که می خواهیم خدا آنها را درست کند. با وجود این، ما به عنوان مسیحی می دانیم که غالباً شکرگزاری بهترین پادزهر برای غُرغُر کردن می باشد. ما در جلسات یکشنبه، زمانی خاص را به شکرگزاری از خدا اختصاص می دهیم، شکرگزاری از شخصیت او و کاری که او انجام می دهد، یک کار حیاتی است. روی هم رفته، یک روح شکسته و پایمال شده می تواند مانع بزرگی برای شنیدن کلام پرفیض خدا برای ما باشد. ( خروج 6 : 9). بنابراین، ما در دعاهای شکرگزاری خود، می خواهیم به یکدیگر یاد آوری کنیم که شکرگزار باشند- و گاهی اوقات نیاز داریم که شخص دیگری ما را در این مسیر هدایت کند. به طور خلاصه، ما مشتاقیم که از بدیهای این دنیا آگاه باشیم، اما نمی خواهیم که نسبت به نیکویی خدا نابینا باشیم- چنانکه پولس می گوید، ما به طور مناسب و بموقع محزون خواهیم بود، اما با اینحال همیشه شادمان هستیم. (دوم قرنتیان 6 : 10).

 

درخواست

اعضای کلیسا ما را در دعاهای ستایشی، اعتراف، و شکرگزاری هدایت می کنند، ما به عنوان کشیش، تصمیم گرفته ایم که دعاهایمان را به سوی درخواستها هدایت کنیم. ما می خواهیم افق اعتقادِ جماعتمان را وسیعتر کنیم تا بدانند که چه چیزهایی را می توانند از خدا بطلبند.

به طور کلّی مردم در چگونگی رابطه خود با خدا، تنگ نظر هستند. وقتی به دعا کردن فکر می کنند، معمولاً فکر می کنند که باید چیزهایی را از خدا بطلبند. امیدوارم که با استفاده از دعاهایی که قبلاً ذکر شده به این موضوع رسیدگی شود.

به طور مشابه، من متوجه شده ام که مردم حتی در چیزهایی که از خدا می طلبند، نسبتاً تنگ نظر هستند. ما می خواهیم به طور واضح بگوییم که هیچ اشکالی ندارد که از خدا بخواهید که شخص بیماری را شفا دهد، هیچ اشکالی ندارد که تکراری دعا کنید، و اشکالی ندارد که بدون گفتن عبارتی مانند: “اگر اراده توست”، چیزی را از خدا بطلبید. البته، با توجه به دعای عیسی در دعای رباّنی، ما می خواهیم که در نهایت اراده خدا انجام شود.

اما متأسفانه، بسیاری از ما به توانایی و اشتیاق خدا برای انجام کارهای بزرگ در زندگیمان شکّ داریم. به عنوان یک کلیسا، ما می خواهیم با طلبیدن چیزهای بزرگ در نام عیسی، بزرگی و عظمت او را نشان دهیم! زیبایی این عمل این است که گاهی اوقات خدا می گوید: “نه” – و ما به عنوان یک خانواده با هم رشد می کنیم، در طول مسیر به خدا اعتماد می کنیم. از طرف دیگر، گاهی اوقات خدا فراتر از آنچه که ما می خواهیم یا تصور می کنیم، عمل می کند؛ او می گوید: “بله” – و ایمان ما قویتر می شود.

به عنوان یک کلیسا، ما می خواهیم که پرستش به صورت جماعتی انجام شود، نه در خلوت؛ ما می خواهیم مردان و زنان به طریقی که کتاب مقدس می خواهد، پرستشهای ما را رهبری کنند، و می خواهیم گوناگونی قوم خدا را که به طریقهای گوناگون با خدا صحبت می کنند، نشان دهیم.

همه اینها امکان پذیر است چون دعای متحد، جنبه کلیدی گردهمایی ما در روزهای یکشنبه می باشد. جماعت ما و حتی بازدیدکنندگان ما می توانند خودشان را در شخصی ببینند که دعا می کند، در حالیکه به یاد می آورند که دعای مهم و پُرمعنی می تواند به شکلهای گوناگون در زمان کوتاهی انجام شود. و چون ما مواردی همچون ستایش، اعتراف، شکرگزاری و درخواست را در گردهمایی خود داریم، این فرصت را داریم که گستره عاطفی را که باید بخشی از رابطه ما با خدا باشد، نشان دهیم.

 

نتیجه

وقتی شما با یک پیشخدمت در رستوران صحبت می کنید، به سادگی درخواستهای خود را مطرح می کنید. اگر در حضور کسی هستید که او را ستایش می کنید، در ابتدا تعریفهای زیادی از او می کنید. هر دو مورد، برای روابط سطحی می باشد. اما خدا یک رابطه عمیق با قومش می خواهد- و هر چه رابطه عمیقتر باشد، این ارتباط متفاوت تر است.