رهبری

تغییر کلیسایی که تحت رهبری شمّاسان می باشد به کلیسایی که تحت رهبری مشایخ (اسقفان) می باشد

Article
05.13.2019

در اوایل دوران کشیشی من، دو شمّاس کار غیر معمولی انجام دادند: در واقع آنها جماعت را شبانی کردند. به غیر از این دو مرد، کلیسا یک طرز حکومت باپتیست (تعمیدی) داشت که در اواسط قرن بیستم معمول بود: هشت شمّاس به عنوان هیئت مدیران خدمت می کردند، و کلّ جماعت واقعاً در هر جلسه کاری ماهانه، برای هر تصمیمی که زندگی کلیسا را تحت تأثیر قرار می داد، رأی می دادند. به طور کلّی، تمرکز شمّاسان بر روی داراییها، امور مالی، و داد و بیدادهایی بود که گاهگاهی پیش می آمد.

 

مشایخ (اسقفان) با هر نام دیگری؟

اما این دو مردم، هم در عمل و هم در باطن، کار مشایخ را انجام می دادند. آنها فقط عنوان و لقب نداشتند. آنها کلیسا را پاسبانی و شبانی می کردند ( عبرانیان 13 : 17؛ اعمال 20 : 28؛ اول پطرس 1 : 2)، اصول و تعالیم درست را تعلیم می دادند ( تیطس 1 : 9)، نظارت روحانی می کردند (اول پطرس 5 : 2)، و اگلویی از زندگی وفادارانه مسیحی ارائه می دادند ( اول پطرس 5 : 3).

من واقعاً شکّ دارم که آنها خودشان را به عنوان یک شیخ(مُرشد) شناخته باشند. اما این دقیقاً همان چیزی بود که کلیسا باید تشخیص می داد. اما کلیسا، خدمات اداری کتاب مقدس را که برای سلامت کلیسا اهمیت دارد، اشتباه گرفته و انتظار داشت که شماسان بدون داشتن شرایط لازم، عطایا یا اقتدار، مانند مشایخ عمل کنند.

آیا صرفاً با تغییر دادن عنوان و لقب همه شماسان به مشایخ، مشکل حلّ می شد؟ هرگز! هنگامیکه این دو مرد کارهای اداری را انجام می دادند، بقیه به طور واضح نقش شماس را اجرا می کردند-خادمان کلیسا- با مسئولیتهای مربوط به مشایخ که گاهگاهی به آنها سپرده می شد.

چگونه این کلیسایی که بر اساس “الگوی شمّاسی” می باشد – یا هر کلیسایی در شرایط مشابه- می تواند به سویی حرکت کند که مردان واجد شرایطی را به عنوان مشایخ معرفی کند؟ اول، شما، ای کشیش، باید موانعی را شناسایی کنید که در مسیرِ ارائه الگو بر اساس کتاب مقدس می باشد.

 

موانعی در مسیرِ انتقال یافتن به مشایخ

  1. احتمالاً جماعت تعلیم کتاب مقدس درباره مشایخ را درک نمی کند. در مسیر انتقال یافتن و معرفی مردانی به عنوان مشایخ، شما از جماعت می خواهید اعمالی را که مطابق کتاب مقدس می باشد، درک کنند و اجرا کنند. این کار نیاز به توضیح صبورانه کتاب مقدس دارد- جماعت، گروههای کوچک، و اشخاص را در تفسیر و بکارگیری کلام خدا، شرکت دهید. اعتراضات بسیار برای ایجاد تغییراتی در طرز حکومت، زمانی نیش خود را از دست می دهد که مسیحیان بر اساس کتاب مقدس فکر کنند.
  2. جماعتهای بسیاری، تاریخچه طولانی از کار با سیستم کلیساهای جماعتی باد کرده (مغرور) و بد هیکل دارند. به جای سیستم کلیساهای جماعتی سالم و تنومند، این کلیسایی که در بالا ذکر کردم، با اجرای سیستم جماعتی حقیرانه و کوچک، کار مدیریت را انجام می داد. هیچ کاری بدون جلسات کاری دشوار انجام نمی شد، جلساتی که اغلب اوقات منجر به جریحه دار کردن احساسات و ضربه زدن به حسّ ارزشمندی اشخاص می شد. دوباره می گویم که تغییر دادن چنین چیزی به تعلیم صبورانه و گفتگو درباره عهدجدید و درباره ایده ها و نظرات تاریخی سیستم کلیساهای جماعتی، نیاز دارد. شاید بهتر باشد که درباره اعتراف اصولی کلیسا به آنها تعلیم دهید ( اگر این مورد خوبی باشد)، به آنها توضیح دهید که  این اصول در مورد خدمت اداری مشایخ/شماسان چه می گوید، در عین حال که به آنها نشان می دهید که سیستم کلیساهای جماعتی چگونه در این جایگاه ویژه توسعه پیدا کرد. چنین مطالعاتی، سکویی را مهیا می کند برای بیان تصویری از طرز حکومت کلیسا مطابق کتاب مقدس و به صورت تأثیر گذار.
  3. وقتی از الگوی شماسی به الگوی مشایخی پیش می روید، ممکن است شماسانی که برای انتقال به جایگاه مشایخی انتخاب نشده اند، حسودی کنند. چنین حسادتی می تواند منجر به جدایی عظیمی شود، اغلب اوقات برای تغییر ساختار رهبری، هر فرصتی را از کلیسا می گیرد. چگونه می توان آن را شناسایی کرد؟ با ملاحظه کردن و در نظر گرفتن رهبری شیخ و شماس به طور گسترده و وسیع. در مورد شماسان فعلی، بر روی شرایط لازم که بر اساس کتاب مقدس می باشد، متمرکز شوید، (اول تیموتائوس 3 : 8 – 13) بدین ترتیب موانع را از سر راه بردارید.

این کار تعداد شماسان کاندید شده را کاهش می دهد. همچنین باعث می شود تفاوتی را نشان دهید که بر اساس کتاب مقدس، میان مسئولیتهای دو خدمت اداری وجود دارد. مردی که فقط مشتاق یک عنوان و لقب می باشد، کاری به انجام مسئولیتها ندارد. انتظاراتی را که از مشایخ و شماسان دارید، مطرح کنید، تا کلیسا از پیش بداند که باید بر اساس کتاب مقدس چه انتظاراتی از آنها داشته باشد. ممکن است تعدادی از افراد همچنان حسادت کنند، اما احتمال دارد که کلیسا با حکمت با آنها برخورد کند.

  1. شاید هیچ یک از شماسان فعلی واجد شرایط خدمت به عنوان مشایخ نیستند. صرفاً تغییر دادن یک عنوان و لقب به عنوان و لقب دیگری که وظایف سخت تری به همراه دارد، کمکی نخواهد کرد. بلکه، مردان باید به منظورِ خدمت به عنوان مشایخ تربیت شوند. با شناسایی مردانی آغاز کنید که “بی ملامت” می باشند. ( تیطس 1 : 6). به آنها کمک کنید که در مسیر خود با مسیح، با ثبات و پیوستگی بیشتری پیش روند.

آنها را با کلام خدا و اصول و تعالیم صحیح تغذیه کنید. آیا آنها عشق خود را به کلام نشان می دهند؟ آیا می توانند اصول و تعالیم صحیح را به طور واضح توضیح دهند؟

بعد از یک دوره گفتگوی منظم و مرتّب درباره کتاب مقدس، به آنها فرصت بدهید تا تعلیم دهند. از آنها انتقاد کنید، آنها را تشویق کنید، و ارزیابی کنید. آیا آنها تعلیم پذیر هستند و مشتاقند که برای درک کلام خدا به بدن کمک کنند؟

در ملاقاتهای شبانی، آنها را همراه خود ببرید. آیا آنها از شبانی کردن گلّه لذت می برند؟ این را بدانید که بعضی از افراد به درستی متعلق به خدمت اداری شماسی هستند. به هر حال، ممکن است تعداد کمی شرایط لازمِ مربوط به مشایخ را داشته باشند. به طور پیوسته بر روی این مردان سرمایه گذاری کنید. به آنها مسئولیتهایی برای شبانی کلیسا بدهید تا جماعت به ارزشِ داشتنِ مشایخی که جزء کارکنان نیستند، پی ببرد.

 

رهبری کردن این تغییر و انتقال

فراتر از همه این موانع، انتقال واقعی می باشد. یک کشیش چگونه می تواند انتقال (تغییر) از شماسان به مشایخ را به عنوان رهبران روحانی کلیسا، رهبری کند؟

 

سرعت می کُشد

چنانکه برچسب روی سپر ماشینها می گوید،” سرعت می کُشد”. حرکت عجولانه در انتقال شماسان واجد شرایط به مشایخ هم چنین کاری می کند. انجام این کار بدون آمادگی کافی، احتمالاً هرج و مرج ایجاد می کند، اگر که به طور ناگهانی باعث از دست دادن کار کشیشی نشود!

چه مدت زمانی برای این انتقال کافی می باشد؟ این مسأله متفاوت خواهد بود، اما من مایلم که فکر کنم حداقل 18 ماه تا سه سال برای انتقال ساختار رهبری یک کلیسا ضروری است. چرا اینقدر طولانی؟ چون اکثر کلیساها شفافیت و وضوح لازم بر اساس کتاب مقدس را ندارند. آنها با ساختارهای طرز حکومت کلیسایشان زندگی کرده اند، بدون اینکه با علمِ بر کتاب مقدس آنرا مورد بررسی قرار دهند. و شما، ای کشیش، از آنها می خواهید که جایگاهی را که به مدت طولانی حفظ کرده اند، از ریشه جدا کنند.

بنابراین اگر می خواهید که این مسأله تغییر کند، باید صبورانه طرز حکومت کتاب مقدس را به آنها تعلیم دهید، از طریقهای متفاوتی به این موضوع رسیدگی کنید. سکوی موعظه، مطالعه کتاب مقدس، گروه کوچک، جلسات مردان، ملاقاتهای تک نفره، و غیره. به صورت لایه به لایه عمل کردن بیشتر از یک دوره ناگهانی درباره طرز حکومت، به کلیسا کمک می کند. به هر حال، مسأله ای که مهمتر از تغییر طرز حکومت کلیسا می باشد، این است که به کلیسا تعلیم دهیم که بر اساس کتاب مقدس فکر کند. هر چه بهتر کشیش به جماعتش تعلیم دهد که آیات کتاب مقدس را به درستی تفسیر کنند، آنها بهتر می توانند رهبری کلیسا بر اساس کتاب مقدس را درک کنند و خودشان مشتاق تغییر باشند، چیزی که باعث انتقال و تغییر آرامتری می شود.

 

هدفمند باشید

هدفمند باشید. به جماعت فرصت بدهید تا طرز حکومتی را که بر اساس کتاب مقدس می باشد، درک کنند. شاید شما به عنوان کشیش، باید چند سال بر روی مسائل مربوط به طرز حکومت کار کنید. به همین ترتیب، کلیسا هم به چنین زمانی نیاز دارد، شاید هم به زمانی بیشتر از این نیاز داشته باشد. تعداد کمی هستند که نسبت به مفاهیم جدیدی که راه گلویشان را بسته، عکس العمل خوبی نشان می دهند.

 

نتیجه

پس هدفهایی تعیین کنید، اما صبور باشید. تا زمانیکه کلیسا بتواند از انجیل لذت ببرد، به آنها تعلیم دهید، موعظه کنید و دعا کنید. وقتیکه جماعت به ماهیت و مأموریت کلیسا پی می برد، نقاط ساختاری را به یکدیگر وصل کنید. امیدوارم که به موقع به کلام پاسخ بدهند. بعد برنامه ای تنظیم کنید تا اسامی مردان واجد شرایطی را که به عنوان مشایخ خدمت خواهند کرد، اعلام کنید. بر اساس روشی که در اسناد مربوط به طرز حکومت کلیسا مطرح شده، طرز حکومت را به گونه ای اصلاح کنید که رهبری مشایخ را در جماعت منعکس کند. و در طول دوره انتقال، به دنبال این باشید که با فروتنی و شکیبایی برای جلال مسیح و خیرّیت کلیسایتان رو به جلو حرکت کنید.