تأدیب و انضباط

چه زمانی تأدیب و انضباط کلیسایی را اجرا می کنید؟ و چگونه با گناه برخورد می کنید؟

Article
05.09.2019

اکثر تأدیب و انضباطها در کلیسا باید در طیِ روابط معمولی روزهای دوشنبه تا شنبه اتفاق بیفتد. نه، به این معنا نیست که شما کلیسایی می خواهید که در آن مردم، تمام مدت، به دنبال تصحیح کردن دیگران هستند. این بسیار بد است. بلکه به این معناست که شما کلیسایی می خواهید که صفت مشخصه آن، مردمی است که برای خداشناسی و دینداری احساس گرسنگی می کنند. معمولاً، اعضا درخواست می کنند که اصلاح و تصحیح شوند، نه اینکه خود را از چنین چیزی مخفی کنند، چون می خواهند که رشد کنند.

“ریان، آیا در مورد رهبری من در آن جلسه، نظری داری؟ چه کاری می توانستم انجام دهم تا جلسه را بهتر رهبری کنم؟”

“زاک، می خواهم بدانی که تو همیشه می توانی در مورد ازدواج من نظر بدهی و اینکه نظر تو راجع به محبت من نسبت به زنم چیست؟ و جسم من واقعاً نمی خواهد چنین چیزی را از تو تقاضا کند، اما… آیا نظری در مورد روش پدری کردن من داری؟”

گاهی اوقات نویسندگان، میان تأدیب و انضباط شکل دهنده و تأدیب و انضباط تصحیح کننده تفاوتی قائل می شوند. تأدیب و انضباط شکل دهنده یعنی تعلیم دادن. تأدیب و انضباط تصحیح کننده یعنی تصحیح کردن اشتباهات. اما معلوم است که این دو، دست در دست هم دارند. به سختی می توان یکی از آنها را بدون دیگری نگاه داشت. و در زندگی کلیسایی، تأدیب و انضباط برای شکل دادن و تصحیح کردن، نه فقط در روزهای یکشنبه، بلکه از دوشنبه تا شنبه هم باید نشان داده شود. ممکن است بگویید، تأدیب و انضباط فقط راه دیگری برای توصیف مراحل شاگردی می باشد. چه زمانی باید شاگردی و تأدیب و انضباط اتفاق بیفتد؟ در تمام طول هفته. همینطور است.

 

سؤال سخت تر

اما این سؤال سخت تر است: چه زمانی تأدیب و انضباط را به مرحله بعدی می برید- قدم اول به دوم یا سوم، یا از قدم دوم یا سوم به کلّ کلیسا؟

هیچ فرمول ساده ای در اینجا وجود ندارد. هر موردی باید بر اساس شایستگیهای خودش داوری شود. به عنوان نمونه، شرایطی وجود داشته که در آن مشایخ ما متوجه شدند که اصلاً نیازی به کار و زحمت طولانی مدت ندارند – و شرایط دیگری بوده که در آن ماهها و سالها زحمت کشیده و کار کرده ایم، بدون اینکه تصمیم بگیریم این مسأله خاص را به مرحله بعدی ببریم.

اکثر اوقات، این موردی می باشد که در آن شخص مورد نظر برای جنگیدن با گناهش با ما همکاری می کند. به یاد دارم که مشایخ ما با یک زوجی به مدت بیش از چهار یا پنج سال کار کردند، آنقدر این مراحل طولانی شد که مشایخی که مشاوره با این زوج را آغاز کرده بودند، از کار برکنار شدند، چون دوره کاری آنها به پایان رسید، و مشایخ جدیدی وارد شدند که باید شرح مختصری از شرایط این زوج به آنها داده می شد، و این جابجایی در طول مشکلات این زوج، چندین مرتبه اتفاق افتاده است. هیچ یک از آنها هرگز به طور عمومی طرد و تکفیر نشدند.

 

یک سؤال نسبتاً آسانتر

پاسخ دادن به این سؤال نسبتاً آسانتر است، حداقل از نظر تئوری آسانتر است: چه گناهانی مجاز به افشا کردن در ملأعام و طرد و تکفیر می باشند؟ برای پاسخ به این سؤال، نسل قدیمیتر نویسندگان غالباً فهرستی از گناهان را از کتاب مقدس گردآوری می کردند، از جمله گناهانی که در اول قرنتیان 5 و 6 می باشد: ” لکن الان به شما می نویسم که اگر کسی که به برادر نامیده می شود، زانی یا طمّاع یا بت پرست یا فحّاش یا میگسار یا ستمگر باشد، با چنین شخص معاشرت مکنید بلکه غذا هم مخورید.” (اول قرنتیان 5 : 11). اما اگر ما فقط به این فهرستها بچسبیم، آیا به این معناست که باید افراد طمّاع را طرد و تکفیر کنیم، اما اختلاس کنندگان را طرد و تکفیر نکنیم؟ شیّادان را طرد و تکفیر کنیم اما قاتلان یا بچه بازها (افرادی که تمایل به برقراری رابطه جنسی با کودکان دارند) را طرد و تکفیر نکنیم؟ اختلاس کنندگان، قاتلان و بچه بازها هرگز در این نوع فهرستها ذکر نشده اند.

واضحاً من فکر نمی کنم که ما باید این فهرستها را کامل بدانیم. در اینجا پولس نوع گناهانی را توصیف می کند که ما باید برای مشخص کردن افرادی که بدون ایمان و بدون توبه باقی می مانند، به کار ببریم. ( به اول قرنتیان 6 : 9 – 10 نگاه کنید.)

پس من فکر می کنم که پاسخ کوتاه به سؤال بالا این است که، فقط گناهانی که بیرونی، مهم، و توبه نکرده می باشند، مجاز به افشا کردن در ملأعام و طرد و تکفیر می باشند. اما گناه باید همه این سه مورد را در بر بگیرد، نه فقط یک یا دو مورد از آنها.

  1. گناه باید بیرونی باشد.

اول، گناه باید به گونه ای باشد که شما بتوانید با چشمها ببینید یا با گوشها بشنوید. نمی تواند به صورتی باشد که شما مشکوک باشید به اینکه شاید چنین چیزی در قلب یک شخص وجود داشته باشد. پولس در فهرست بالا، طمع را ذکر می کند، اما شما نمی توانید بدون هیچ گواه و مدرک بیرونی از طمع، به کسی اتهام طمّاع بودن بزنید و بعد او را طرد و تکفیر کنید. سیستم دادگاه دنیایی با احتیاط گواه و مدرک را می سنجد. آیا کلیساها باید کمتر از آنها احتیاط کنند؟ عیسی علاقه ای به عدالت جمعیت نداشت.

اما توجه کنید که گفتم ” بیرونی” ، نه” عمومی، در ملأعام”. به عنوان نمونه، فاحشگی در ملأعام نیست. محرمانه و خصوصی است. به همین دلیل گفتم، “بیرونی”.

 

(2) گناه باید مهم باشد.

ممکن است نگرانی و ترس و استرس گناه باشد. اما من معتقد نیستم که مجاز به افشا کردن در ملأعام و طرد و تکفیر باشد.

به عنوان نمونه، اگر من برادری را در حال مبالغه کردن در مورد داستانی گیر بیندازم، و او همچنان این موضوع را انکار کند، احتمالاً او مرتکب گناه شده است. اما من آن را در ملأعام افشا نمی کنم. پطرس به ما می گوید، ” محبت کثرت گناهان را می پوشاند”. (اول پطرس 4 : 8) قطعاً یکی از اصلی ترین صفات مشخصه یک کلیسای سالم تمایل به چشم پوشیدن از بسیاری، حتی اکثر گناهانی می باشد که ما در دیگر اعضای کلیسا می بینیم.

پس چه چیزی به عنوان گناه مهم شمرده می شود؟ گناهی که باعث می شود به سختی بتوانید باور کنید که شخصی روح خدا را دارد و یک مسیحی است، حداقل اگر این شخص نمی خواهد توبه کند. به یاد داشته باشید که عضویت چیست: تأیید کلیسا بر اعتراف ایمان شخص. گناه مهم، گناهی است که ایستادن در برابر دنیای ناظر و تأیید اعتبار اعتراف ایمان شخص را دشوار می سازد، اگر که غیر ممکن نسازد. من با وجدان پاک می توانم ایمان شخصی را که مبالغه خود در بیان داستانی را انکار می کند، تأیید کنم؛ اما با وجدان پاک نمی توانم کسی را که به روابط غیر اخلاقی جنسی، دشنام لفظی، مستی و غیره ادامه می دهد، تأیید کنم.

آیا ملاکِ سنجشِ “مهم” بودن امری، وابسته به طرز تفکر شخص می باشد؟ بله، به همین دلیل است که یک گناه در یک شرایطی ممکن است مجاز به طرد و تکفیر باشد، درحالیکه در شرایط دیگر به خاطر یک سری موارد ضمنی و تفصیلی، اینگونه نباشد. چقدر راحت بود اگر کتاب مقدس یک شریعت و قانون دقیقی برای برخورد با هر شرایط قابل تصوّری به ما می داد. در حقیقت، خداوند می خواهد برای دریافت حکمت به او متوسّل شویم و با ایمان قدم برداریم. ضمناً، این یکی دیگر از دلایل برای کلیساها می باشد که باید اشتیاق داشته باشند که تا جاییکه می توانند مشایخ بسیاری را بلند کنند. شما نمی خواهید پیش از آنکه مسأله ای را به حضور کلیسا بیاورید، فقط یک یا دو نفر به این مسائل دشوار رسیدگی کنند.

 

(3) گناه باید توبه نکرده باشد.

با گناه شخص برخورد شده است. و چه این شخص بپذیرد که این عمل گناه است یا نپذیرد، و چه بگوید که از آن دست می کشد یا نگوید، نهایتاً او نمی خواهد که گناهش را رها کند؛ پیوسته به گناه خود باز می گردد. او نمی تواند (یا نمی خواهد) از گناهش جدا شود، مانند یک احمق و حماقتش.

 

اما ما چگونه باید با گناه برخورد کنیم؟

در یک زمانی عیسی از روی خشم میزها را واژگون کرد. در یک زمانی رسولان در ملأعام با زبان تندی با اشخاص خاصی صحبت کردند (به پطرس و شمعون جادوگر در اعمال 8 فکر کنید؛ یا پولس در اول قرنتیان 5). و شاید موقعیتهای نادری وجود داشته باشد که در آنها عمل شما برای اصلاح یک عضو دیگر، باید بر اساس ترازوی سختگیری، 9 یا 10 باشد.

اما در اکثر موقعیتها، طرز برخورد شما یا مورد سؤال قرار دادن باید این خصوصیات را داشته باشد:

  • جداگانه: مراحل پیشروی در متی 18 به ما پیشنهاد می کند که باید دایره را تا حدّ ممکن کوچک نگه داریم.
  • ملایم: پولس به ما می گوید که مردم را اصلاح کنیم “با روح تواضح (ملایمت)”. (غلاطیان 6 : 1)
  • مراقبت: در همان آیه، پولس اضافه می کند که،” خود را ملاحظه کن که مبادا تو نیز در تجربه افتی.” یهودا موافق است: ” بر بعضی با خوف رحمت کنید و از لباس جسم آلود نفرت نمایید.” (آیه 23). گناه حقّه باز و زیرک است. به راحتی می توان گیر افتاد، حتی وقتی که سعی دارید به دیگران کمک کنید.
  • رحیم: یهودا دو مرتبه می گوید:” رحمت کنید” و ” رحمت کنید” (آیات 22 و 23). لحن صدای شما باید رحیمانه باشد، نه با عدالت شخصی، انگار که شما هرگز مستعدِ لغزش به این طریق نخواهید بود.
  • بی طرفانه: ما نباید پیش داوری کنیم بلکه باید هر دو طرفِ داستان را بشنویم. ( به اول تیموتائوس 5 : 21 نگاه کنید.)
  • واضح و شفاف: عصبانیت و تهدید بی اراده یا برخورد طعنه آمیز، قطعاً خارج از ترتیبات کاری است؛ چون چنین عملی فقط برای محافظت از خودتان می باشد. در حالیکه شما باید با واضح و شفاف بودن، خودتان را آسیب پذیر کنید، مخصوصاً اگر قرار است که با اعتراف گرفتن از شخص گناهکار، او را آسیب پذیر بسازید. گاهی اوقات، کوچک قلمداد کردن موضوع می تواند به ملایم بودن و خارج کردن شخص از پوسته خود، کمک کند. اما این عمل نمی تواند اهداف مربوط به وضوح و شفافیت را به مخاطره بیندازد. هر چه دایره وسیعتر شود، شما باید واضحتر و شفافتر عمل کنید. روی هم رفته، اندک خمیرمایه، کلّ خمیر را مخمّر می سازد. ( اول قرنتیان 5 : 6). مردم باید آگاه شوند.
  • قطعی: در این رابطه، وقتیکه به قدم نهایی تأدیب و انضباط می رسیم- طرد و تکفیر یا محروم کردن- عمل کلّ کلیسا باید قطعی باشد: ” پس خود را از خمیرمایه کهنه پاک سازید تا فطیر تازه باشید.” ( اول قرنتیان 5 : 7)؛ ” و از کسی که اهل بدعت باشد، بعد از یک دو نصیحت اجتناب نما. ” (تیطس 3 : 10). باید واضح و شفاف بگویید که این شخص دیگر عضو کلیسا نیست یا اجازه شرکت در میز خداوند را ندارد.

همیشه در مسائل مربوط به تصحیح و اصلاح کردن، حکمت لازم است، چون هیچ شرایطی شبیه به هم نیست. به راحتی می توان گفت، ” خُب،ما با این شخص، این کار را کردیم.” با وجود اینکه می توانیم چیزهای زیادی از سابقه (تجربه) یاد بگیریم، اما نهایتاً باید به قواعد کلام خدا تکیه کنیم، به راهنمایی روح او؛ و با احتیاط خصوصیات خاص هر شرایطی را بسنجیم.

 

یادداشت ویراستار: این مقاله برگرفته از موارد اقتباس شده از کتاب جدید جاناتان لی مَن می باشد، مفهوم تأدیب و انضباط کلیسایی ( B & H , 2016).