الهیات کتاب مقدسی

مشکل امروز ما با موعظه کردن زیاد- و الهیات کتاب مقدس به عنوان درمان آن

Article
03.19.2019

تشخیص (بیماری) – مشکل امروز ما با موعظه کردن زیاد ( بخش 1 )

کشف- الهیات کتاب مقدسی چیست ( بخش 2)

مسیر و جهت – چطور در حین موعظه کردن، الهیات کتاب مقدسی را اجرا کنیم ( بخش 3)

 

تشخیص- مشکل امروز ما با موعظه کردن زیاد ( بخش 1)

در انجمن کلیساها که من متعلق به آن هستم- انجمن باپتیست ( تعمیدی)جنوبی- ممکن است که در جنگ بر روی سرّی بودن آیات کتاب مقدس برنده شده باشند. با اینحال نه ما، و نه فرقه های بشارتی دیگر یا کلیساهایی که در جنگ مشابهی برنده شده اند، باید به خودمان به سرعت تبریک بگوییم. چون کلیساهای محافظه کار ممکن است سرّی بودن آیات کتاب مقدس را بپذیرند، اما در عمل کافی بودن کلام خدا را انکار کنند. ممکن است بگوییم که آیات کتاب مقدس، کلام سرّی خداست، اما همچنان در اعلام جدّی آن بر روی سکوی موعظه شکست بخوریم.

در حقیقت یک قحطی برای کلام خدا در بسیاری از کلیساهای بشارتی امروز وجود دارد. ترکیب سری موعظه هایی که در عنوانهای تلویزیونی نشان می دهد مانند جزیره گیلیگان، بونانزا، و مِری تیلور مور می باشد. اغلب اوقات موعظه کردن متمرکز است بر قدمهایی برای یک ازدواج موفق یا چطور فرزندان را در فرهنگ خود بزرگ کنیم. البته که موعظه های مربوط به مسائل خانوادگی، مناسب و لازم است، اما اغلب دو مشکل ظاهر می شود. اول، آنچه که آیات کتاب مقدس درباره این موضوعات می گوید، نادیده گرفته می شود. چه تعداد از موعظه هایی که درباره ازدواج است، با امانتداری و مصرّانه آنچه را که پولس درباره نقش مردان و زنان می گوید بیان می کند؟ ( افسسیان5 : 22 – 33) یا آیا آنچه کتاب مقدس می گوید ما را پریشان و دستپاچه می کند؟

دوم، و شاید مسئله جدّی تر این است که، چنین موعظه هایی تقریباً همیشه در سطح افقی موعظه می شوند. آنها در هفته های متوالی به مسئله اصلی جماعت تبدیل می شوند، و در سکوت از دیدگاه الهیاتی درباره زندگی ای که کلام خدا در آن نفوذ می کند و پایه ای برای کلّ زندگی فراهم می کند،  چشم پوشی می کنند. کشیشان ما به اخلاق گرایی روی می آورند، هفته به هفته در مورد چگونگی داشتن زندگی شاد توصیه هایی می کنند. جماعت های بسیاری تشخیص نمی دهند که چه اتفاقی در حال وقوع است، چون زندگی اخلاقی که چنین موعظه هایی به ما پیشنهاد می کنند، حداقل تا حدودی، مطابق آیات کتاب مقدس می باشد. این مسائل از نیازهایی که ایمانداران و غیرایمانداران احساس می کنند، صحبت می کند.

کشیشان هم معتقدند که باید موعظه هایشان را با این داستانها و توضیحات و مثالها پُر کنند، تا حکایتها مطالبی را به نکته اخلاقی اعلام شده، اضافه کنند. هر واعظ خوبی از مثالها استفاده خواهد کرد. اما موعظه ها می تواند به شکل خفه کننده ای، پر از داستانهایی شود که عاری از هر الهیاتی می باشد.

اخیراً من شنیده ام که اِونجلیکال ها ( انجیلی ها) می گویند که کلیساهای انجیلی در الهیات به خوبی عمل می کنند، چون جماعت ها در مورد آنچه که ما به آنها تعلیم می دهیم شکایتی نمی کنند. چنین نظری، نسبتاً ترسناک است. ما به عنوان کشیشان این مسئولیت را داریم که ” تمامی اراده خدا” را اعلام کنیم. ( اعمال 20 : 27) ما نمی توانیم به رأی جماعتی تکیه کنیم، تا تعیین کنند که آیا ما خواندگی خود را به انجام می رسانیم. ما باید به آنچه که آیات کتاب مقدس از ما مطالبه می کند، تکیه کنیم. شاید یک موردی باشد که در آن یک جماعت هرگز به طور جدی کلام خدا را تعلیم نداده، پس آنها آگاهی ندارند که ما کشیشان در کجا شکست می خوریم.

پولس به ما هشدار می دهد که” گرگان درنده به میان شما درخواهند آمد که بر گله ترحم نخواهند نمود.” ( اعمال 20 : 29) در جای دیگر او می گوید که ” زیرا ایامی می آید که تعلیم صحیح را متحمّل نخواهند شد، بلکه بر حسب شهوات خود خارش گوشها داشته، معلمان را بر خود فراهم خواهند آورد، و گوشهای خود را از راستی برگردانیده، به سوی افسانه ها خواهند گردایید.” ( دوم تیموتائوس 4 : 3 – 4 ) اگر ما موعظه خود را با خواهشها و خواسته های جماعت ارزیابی کنیم، با این کار احتمالاً دستور غذایی برای بدعت تهیه می کنیم. من نمی گویم که جماعتهای ما بدعت گذار هستند، بلکه فقط کلام خداست که به جای نظرات عموم، باید امتحانی برای امانتداری ما باشد. این خواندگی شبانان است که با کلام خدا به گلّه غذا بدهند، نه اینکه با آنچه که مردم می خواهند بشنوند، آنها را خشنود کنند.

بسیاری از اوقات، جماعتهای ما توسط ما واعظان، تعلیم بسیار ناچیزی داشته اند. توجه کنید که چه اتفاقی می افتد وقتیکه ما یک جماعت را با یک رژیم غذایی پیوسته و یکنواخت از موعظه اخلاقی تغذیه کنیم. شاید آنها یاد بگیرند که مهربان، بخشاینده، بامحبت، و یک زن یا شوهر خوبی باشند( البته که همه این چیزها خوب است!). ممکن است دلشان گرم شود یا حتی تهذیب شوند. اما تا زمانیکه پایه الهیاتی نادیده گرفته شده، گرگان بدعت حتی نزدیکتر در کمین می نشینند. چگونه؟ نه به خاطر اینکه خودِ کشیش بدعت گذار است. ممکن است که او کاملاً ارتدوکس باشد و در الهیات خود امین باشد. با اینحال او الهیات را در تمام موعظه های خود در نظر می گیرد، ولی این مطلب را نادیده می گیرد که از داستان و الهیات کتاب مقدس برای افرادش موعظه کند.

بنابراین در نسل بعدی یا دو نسل بعد، ممکن است که جماعت سهواً و ندانسته بیشتر به دنبال یک کشیش آزادی خواه و آزاد اندیش باشند. این کشیش جدید هم موعظه خواهد کرد که مردم باید خوب، مهربان و بامحبت باشند. او همچنین بر اهمیت ازدواجهای خوب و روابط پویا تأکید خواهد کرد. افرادی که بر روی نیمکت نشسته اند، شاید حتی تفاوت موجود را تشخیص ندهند، چون این الهیات درست مانند الهیات کشیش محافظه کاری به نظر می رسد که پیش از او در این جماعت بود. و به نوعی همینطور هم هست، چون کشیش محافظه کار هرگز الهیات خود را موعظه یا اعلام نکرد. کشیش محافظه کار به سرّی بودن آیات کتاب مقدس اعتقاد داشت اما نه به کافی بودن آن، چون او تمامی آنچه را که آیات کتاب مقدس تعلیم می دهد به جماعتش اعلام نکرد.

جهالت ما از الهیات کتاب مقدسی به طور پیوسته ظاهر می شود. دو مورد در ده سال گذشته وجود داشت، ( یکی در یک استادیوم بزرگ توسط یک سخنرانی که نمی توانم نامش را ذکر کنم) در این مورد سخنران از مردم دعوت کرد که به جلو بیایند، این در ذهن من باقی ماند. موعظه ای که در این استادیوم بود، قرار بود که موعظه بشارتی باشد، اما من با صداقت می توانم بگویم که اصلاً انجیل اعلام نشد.