تأدیب و انضباط

درس مقدماتی تأدیب و انضباط کلیسایی

Article
05.09.2019

شما در مورد یک مربّی که به بازیکنان خود تعلیم می دهد اما هیچ تکلیف و تمرینی به آنها نمی دهد، چه فکری می کنید؟ یا یک معلم ریاضی که درس را توضیح می دهد اما هرگز اشتباهات شاگردانش را تصحیح نمی کند؟ یا یک دکتر که در مورد سلامتی صحبت می کند اما سرطان را نادیده می گیرد؟

احتمالاً می گفتید که همه اینها نیمی از کار خود را انجام می دهند. تعلیم و تربیت ورزشی نیاز به تعلیم و تمرین دارد. درس دادن نیاز به توضیح و تصحیح دارد. دکتری کردن نیاز به تشویق به سلامتی و جنگیدن با بیماری دارد. درست است؟

خُب، شما در مورد کلیسایی که تعلیم می دهد و شاگرد سازی می کند اما تأدیب و انضباط کلیسایی را اجرا نمی کند، چه فکری می کنید؟ آیا این به نظر شما منطقی است؟ من فکر می کنم که این به نظر بسیاری از کلیساها منطقی می باشد، چون هر کلیسایی تعلیم داده و شاگرد سازی می کند، اما تعداد بسیار کمی از کلیساها تأدیب و انضباط کلیسایی را اجرا می کنند. مشکل این است که شاگرد سازی بدون تأدیب و انضباط مانند دکتری است که تومُرها (غدّه ها) را نادیده می گیرد.

من درک می کنم که چرا تمایلی به تأدیب و انضباط کلیسایی نداریم. به چند دلیل، این یک موضوع دشوار است. اما این بی میلی برای اجرای تأدیب و انضباط کلیسایی، چیزی است که احتمالاً بسیاری از ما آن را احساس می کنیم، احتمالاً نشان می دهد که ما معتقدیم خودمان از خدا حکیمتر و با محبت تر هستیم. به هر حال، خدا ” هر که را که دوست می دارد، توبیخ می فرماید” و ” هر فرزند مقبول خود را به تازیانه می زند.” (عبرانیان 12 : 6). آیا ما از خدا بیشتر می دانیم؟

خدا، فرزندان خود را به خاطر زندگی و رشد و سلامت خودشان تأدیب می کند:” زیرا که ایشان اندک زمانی، موافق صوابدید خود ما را تأدیب کردند، لکن او بجهت فایده تا شریک قدّوسیت او گردیم.” (عبرانیان 12: 10). بله، دردناک است، اما ما را بی حساب می کند. “لکن هر تأدیب در حال، نه از خوشیها بلکه از دردها می نماید، اما در آخر میوه عدالتِ سلامتی را برای آنانی که از آن ریاضت یافته اند بار می آورد.” (عبرانیان 12 : 11). میوه عدالت و سلامتی! چه تصویر زیبایی می باشد.

تأدیب و انضباط کلیسایی نهایتاً به رشد کلیسا منتهی می شود، مانند هرس کردن یک بوته رُز که منجر به رویش رُزهای بیشتر می شود. به عبارت دیگر، تأدیب و انضباط کلیسایی یکی از جنبه های شاگردی مسیحی است. توجه کنید که کلمه های “شاگرد” و “تأدیب و انضباط” از نظر ریشه شناسی در زبان انگلیسی، پسر عمو هستند. هر دو کلمه از قلمرو تحصیلات گرفته شده، که شامل تعلیم دادن و تصحیح کردن می باشد. تعجبی ندارد که در طول قرنها به “تأدیب و انضباط شکل دهنده” و “تأدیب و انضباط تصحیح کننده” اشاره شده است.

هدف من در این دروس مقدماتی این است که خواننده را با پایه های اولیه تأدیب و انضباط تصحیح کننده کلیسایی آشنا کنم- “چه چیزی”، “چه زمانی” ، “چگونه” و تعدادی کلمات دیگر در مورد “چرا”.

 

تأدیب و انضباط کلیسایی چیست؟

تأدیب و انضباط تصحیح کننده کلیسایی چیست؟ تأدیب و انضباط کلیسایی مراحل تصحیح کردن گناه در زندگی جماعت و اعضای آن می باشد. می تواند به این معنا باشد که گناه را از طریق یک کلام اخطار آمیز به صورت محرمانه تصحیح کند. و می تواند به این معنا باشد که گناه را از طریق حذف کردن فرد از عضویت، تصحیح کند. تأدیب و انضباط کلیسایی می تواند به طریقهای گوناگونی انجام شود، اما هدف همیشه این است که سرپیچی از شریعت خدا را در میان قوم خدا تصحیح کنیم.

 

نه برای تلافی و مکافات، بلکه به صورت شفابخش، نبوّتی، و با فرض قبلی

تصحیح کردن گناه عملی برای تلافی و مکافات نیست؛ وضع و مقرّر کردن عدالت خدا نیست. بلکه شفا بخش، نبوتی و با فرض قبلی می باشد. منظور از شفابخش بودن این است که برای کمک به شخص مسیحی و رشد جماعت در دینداری و خداشناسی می باشد- در شباهت یافتن به خدا. اگر عضوی از کلیسا غیبت و بدگویی می کند، عضو دیگر باید این گناه را تصحیح کند تا غیبت کننده از غیبت دست بکشد و در عوض کلام محبت را اعلام کند. خدا از کلامش برای آسیب رساندن نادرست استفاده نمی کند؛ قومش هم نباید این کار را بکنند.

منظور از نبوتّی بودن تأدیب و انضباط کلیسایی این است که نور حقیقت خدا را بر خطا و گناه می تاباند. سرطان را در زندگی شخصی یا در زندگی بدن کلیسا نشان می دهد، تا سرطان قطع شود. گناه در تغییر قیافه دادن استاد است. به عنوان نمونه، غیبت دوست دارد که نقاب” نگرانی دیندارانه” را به چهره خود بزند. ممکن است شخص غیبت کننده فکر کند که کلامش معقول و حتی از روی مراقبت و توجه می باشد. اما تأدیب و انضباط کلیسایی، گناه را به شکل واقعی آن نشان می دهد. گناه را هم به گناهکار نشان می دهد و هم به همه افرادی که در آن شرکت دارند، تا همه یاد گرفته و بهره ببرند.

منظور از فرض قبلی تأدیب و انضباط کلیسایی، تصویر کوچکی از داوری در زمان حال می باشد که در مورد داوری عظیمتر آینده هشدار می دهد ( به عنوان نمونه اول قرنتیان 5 : 5). چنین هشداری از روی فیض است. تصور کنید که معلم مدرسه به دانش آموزی که در طول ترم در امتحانات رد می شود، نمره قبولی بدهد، از ترس اینکه آن دانش آموز دلسرد نشود، اما این باعث می شود که در آخر ترم آن دانش آموز رد شود. چنین عملی از روی فیض نیست! به همین ترتیب، تأدیب و انضباط کلیسایی یک روش محبت آمیز است که به شخصی که در گناهش گیر افتاده، می گوید،” مواظب باش، اگر به همین ترتیب ادامه بدهی جریمه و کیفر بزرگتری در انتظار توست. لطفاً همین الان از این راه خود برگرد.”

تعجبی ندارد که مردم تأدیب و انضباط را دوست ندارند. موضوع دشواری است. اما خدا چقدر رحیم است که در حال حاضر به طریقهای کوچکتر در مورد داوری بزرگتری که می آید به قومش هشدار می دهد!

 

پایه های کتاب مقدسی- الهیاتی

پشتِ تأدیب و انضباط کلیسایی یکی از پروژه های بزرگ تاریخ فدیه کننده (رهایی بخش) وجود دارد- پروژه بازسازی قوم سقوط کرده خدا، به جایی که آنها یک بار دیگر خدا را به تصویر خواهند کشند، به این ترتیب که فرمانروایی حیات بخش و نیکخواهانه او را در سراسر خلقت گسترش خواهند داد. (پیدایش 1 : 26- 28؛ 3 : 1 – 6).

آدم و حوا باید تصویری از خدا نشان می دادند. همچنین قوم اسرائیل. اما آدم و حوا به تحریک خواهش خود برای فرمانروایی مطابق خواسته خودشان، موفق به نشان دادن فرمانروایی خدا نشدند که در نتیجه از مکان خدا، باغ عدن تبعید شدند. به طریق مشابه، عدم موفقیت قوم اسرائیل در حفظ شریعت خدا و منعکس کردن شخصیت خدا به ملتها، منجر به تبعید آنها شد.

به عنوان موجوداتی که به شباهت خدا آفریده شده ایم، اعمال ما به طور ذاتی در مورد خدا صحبت می کند، مانند آینه ها که چیزهای مقابل خود را نشان می دهند. مشکل این است که انسان سقوط کرده، تصویر خدا را بد جلوه می دهد، مانند آینه های موجدار کارناوال. به عنوان نمونه، چون انسان سقوط کرده دروغ می گوید، دنیا به این نتیجه رسیده که کلمات خدا قابل اعتماد نیست. احتمالاً خدا هم دروغگو است. مخلوق به هر شکلی باشد، احتمالاً خالق هم به همان شکل است.

خوشبختانه، یکی از پسران آدم، یکی از پسران اسرائیل، شریعت خدا را به طور کامل حفظ کرد، همان کسی که پولس به این شکل توصیف می کرد ” صورت خدای نادیده” ( کولسیان 1 : 15). حال، افرادی که با این پسر متحد شده اند، خوانده شده اند که همین “تصویر” را بر خود داشته باشند، تصویری که ما از طریق زندگی کلیسایی یاد می گیریم که ” از جلال تا جلال به همان صورت متبدّل شویم” ( به دوم قرنتیان 3 : 18 ؛ رومیان 8 : 29؛ اول قرنتیان 15 : 49 ؛ کولسیان 3 : 9 – 10 نگاهی بیندازید.)

کلیساهای محلی باید مکانهایی بر روی زمین باشند که ملتها بتوانند انسانهایی را که به طور فزاینده ای تصویر حقیقی و صادقانه ای از خدا نشان می دهند، در آنجا پیدا کنند. در حالیکه دنیا، قدوسیت، محبت و اتحاد کلیسای محلی را مشاهده می کند، بهتر متوجه می شود که خدا به چه شکلی است و خدا را حمد و ستایش خواهد کرد. ( به عنوان نمونه، متی 5 : 14 – 16 ؛ یوحنا 13 : 34 – 35؛ اول پطرس 2 : 12). بنابراین تأدیب و انضباط کلیسایی عکس العمل کلیسا به عضوی است که موفق نمی شود قدوسیت، محبت یا اتحاد خدا را با مطیع بودن نسبت به خدا نشان دهد. این تلاشی برای تصحیح کردن تصاویر دروغینی می باشد که در زندگی بدن مسیح نمایان می شود، تقریباً مانند تمیز کردن لکه های کثیف از روی آینه می باشد.

 

متن های خاص

عیسی در متی 16 : 16 – 19 و 18: 15 – 20 به جماعتهای محلی اقتدار می دهد تا اعضای خود را تأدیب کنند. قدرت کلیدها برای بستن و باز کردن بر روی زمین، اولین بار در متی 16 : 18 ذکر شده، و در متی 18 : 15 – 20 به دست جماعت محلی داده شده، که ما در مطالب زیر با دقت بیشتری به این موضوع می پردازیم.

پولس در قسمتهای مختلفی مراحل تأدیب و انضباط کلیسایی را توصیف می کند، از جمله اول قرنتیان 5 ؛ دوم قرنتیان 2 : 6 ؛ غلاطیان 6 : 1 ؛ افسسیان 5 : 11؛ اول تسالونیکیان 5 : 14 ؛ دوم تسالونیکیان 3 : 6 – 15؛ اول تیموتائوس 5 : 19 – 20 ؛ دوم تیموتائوس 3 : 5 ؛ و تیطس 3 : 9 – 11).

یوحنا در دوم یوحنا 10 به نوعی از تأدیب و انضباط اشاره می کند. به نظر می رسد که یهودا در یهودا 22 و 23 این مطلب را در ذهن داشته است. مثالهای بیشتری می توانیم ذکر کنیم. واقعاً هر بار که عیسی و نویسندگان کتاب مقدسی به شنوندگان خود می گفتند که گناه را در زندگی خود با یکدیگر، تصحیح کنند، تأدیب و انضباط کلیسایی را در ذهن داشتند.

 

کلیسا چه زمانی باید تأدیب و انضباط را اجرا کند؟

کلیسا چه زمانی باید تأدیب و انضباط را اجرا کند؟ پاسخ کوتاه این است، وقتیکه کسی گناه می کند. اما ممکن است پاسخها متفاوت باشد، بر اساس تفاوتی که جِی آدامز، میان برخورد محرمانه و برخورد عمومی و در سطح کلیسایی عنوان می کند، بستگی دارد به این که آیا ما در مورد تأدیب و انضباط رسمی کلیسا صحبت می کنیم یا در مورد تأدیب و انضباط غیر رسمی.

هر گناهی، چه ماهیت جدّی یا غیر جدّی داشته باشد، باید منجر به توبیخ محرمانه میان دو برادر یا دو خواهر ایمانی شود. به این معنا نیست که هر تک تک گناهانی را که اعضای کلیسا مرتکب می شوند، توبیخ کنیم. بلکه منظور ما این است که هر گناهی، مهم نیست چقدر کوچک می باشد، وارد قلمرویی می شود که در آن دو مسیحی با محبت به صورت محرمانه و با احتیاط با یکدیگر ترقی و رشد می کنند.

وقتی ما به این سؤال برمی گردیم که چه گناهانی نیاز به تأدیب و انضباط تصحیح کننده رسمی یا در سطح کلیسایی دارند، باید با احتیاط بیشتری قدم برداریم.

 

فهرستهای کتاب مقدسی

بعضی از الهیاتهای قدیمی تر، فهرستهایی از زمان مناسب برای اجرای تأدیب و انضباط رسمی را نشان می دهد. به عنوان نمونه، جان اَنجِل جیمز، خادم کلیساهای جماعتی عنوان کرده که پنج نوع لغزش و تخلف باید تأدیب شود: (1) همه شرارتها و گناهان رسوا کننده و غیر اخلاقی (به عنوان نمونه اول قرنتیان 5 : 11 – 13)؛ (2) انکارِ اصول و تعالیم مسیحی (به عنوان نمونه، غلاطیان 1 : 8 ؛ دوم تیموتائوس 2 : 17 -21 ؛ اول تیموتائوس 6: 35 ؛ دوم یوحنا 10 و آیات بعدی). (3) تحریک به جدایی و شقاق ( تیطس 3 : 10)؛ (4) کوتاهی در برآورده کردن نیازهای خویشان نزدیک، زمانیکه آنها احتیاج دارند (به عنوان نمونه، اول تیموتائوس 5 : 8)؛ (5)خصومت و دشمنی که بدون مصالحه باقی مانده ( به عنوان نمونه، متی 18 : 7). {1}

این نوع فهرستهای کتاب مقدسی می تواند تا اندازه ای مفید باشد. توجه کنید که هر یک از گناهانی که توصیف شده، هم جدّی هستند و هم صورت خارجی دارند. آنها فقط گناهان درونی در قلب ما نیستند؛ می توان آنها را با چشمها دید یا با گوشها شنید. و در این صورت خارجی، هم دنیا و هم گوسفندان دیگر را درباره مسیحیت به گمراهی می کشانند.

با اینحال، آنچه که این فهرستها نمی تواند انجام دهد، تعداد زیادی از گناهانی است که کتاب مقدس به آنها اشاره ای نمی کند (درباره سقط جنین چه کار کنیم؟). بعلاوه، متونی که درباره تأدیب و انضباط کلیسایی می باشد ممکن است فقط به یک گناه مشخص اشاره کند، از جمله: اول قرنتیان 5 که درباره گناهِ خوابیدن با زنِ پدر صحبت می کند؛ اما مطمئناً منظور پولس این نیست که کلیساها فقط این گناه را توبیخ کنند. کلیساها چگونه باید با توجه به چنین نمونه هایی در مورد گناهان دیگر اقدام کنند؟

 

بیرونی، جدّی، و توبه نکرده

یکی از راههای خلاصه کردن اطلاعات کتاب مقدسی این است که بگوییم تأدیب و انضباط رسمی کلیسایی در مواردی که گناه بیرونی، جدّی و توبه نکرده می باشد، لازم است. گناه باید صورتِ بیرونی داشته باشد. باید چیزی باشد که با چشمها دیده شود یا با گوشها شنیده شود. کلیساها نباید هر بار که به طمع یا غرور در قلب کسی مشکوک می شوند، به سرعت پرچم قرمز اخراج را بلند کنند. نه اینکه گناهان قلبی، جدّی نیستند. بلکه خداوند می داند که ما نمی توانیم قلبهای یکدیگر را ببینیم، و مشکلات قلبی واقعی، نهایتاً به روی سطح می آیند. ( اول سموئیل 16 : 7؛ متی 7 : 17و آیات بعد؛ مرقس 7 : 21).

دوم، گناه باید جدّی باشد. به عنوان نمونه ممکن است من متوجه شوم که برادری در مورد جزئیات یک داستان مبالغه می کند و بعد محرمانه در این مورد با او صحبت کنم. اما اگر او این موضوع را انکار کند، او را به حضور کلیسا نمی آورم. چرا که نه؟ اول اینکه، چیزی مانند گناهِ شاخ و برگ دادن به داستانها ریشه در مسائل مهمتر و گناهانی مانند بت پرستی و عدالت شخصی دارد. اینها گناهانی است که من یک وقت خصوصی را به صحبت کردن با این شخص اختصاص می دهم. دوم، دنبال کردن هر گناه کوچکی در زندگی کلیسایی احتمالاً باعث ایجاد پارانویا (ترس از اینکه دیگران به شخص مشکوک بوده یا قصد آزار رساندن به او را دارند) می شود و جماعت را وادار به شریعتگرایی (قانونگرایی) می کند. سوم، به طور واضح نیاز به جایگاهی برای محبت کردن داریم که در زندگی جماعت،” کثرت گناهان را بپوشاند”. (اول پطرس 4 : 8). لازم نیست که هر گناهی به شدت مورد پیگرد قرار بگیرد. خوشبختانه خدا با ما چنین کاری نکرد.

نهایتاً، تأدیب و انضباط رسمی کلیسایی در زمانیکه گناهی بدون توبه باقی مانده، عمل صحیحی می باشد. شخصی که گناهی جدّی مرتکب می شود، احتمالاً به طور خصوصی و محرمانه با فرمانهای خدا در کتاب مقدس مواجه شده است، اما نمی خواهد گناه را رها کند. ظاهراً، این شخص، گناه را با ارزشتر از عیسی می داند. ممکن است یک استثنا در اینجا وجود داشته باشد، که ما در مطالب زیر به آن رسیدگی خواهیم کرد.

در تجربه اول من با تأدیب و انضباط تصحیح کننده کلیسایی، همه این سه مورد جریان داشت. شخصی که مورد سؤال بود، دوست خوب من و همکارم بود. ولی هم من و هم کلیسا غافل بودیم از اینکه او یک سبک زندگی گناه آلود جنسی دارد، تا اینکه یک روز در طول جلسه کلیسا این موضوع را به من گفت. بلافاصله از او پرسیدم که آیا می داند کتاب مقدس در این مورد چه می گوید، او گفت که می داند. با اینحال او گفت که با خدا در صلح و آرامش می باشد. از او تقاضا کردم که توبه کند. نهایتاً افراد دیگری بودند که توبه کردند. اما او به همه ما یک چیز را می گفت: “خدا با این مسأله مشکلی ندارد.” چند ماه بعد از این مکالمات، کلیسا به طور رسمی او را از مشارکت حذف کرد. گناه او جدّی بود، توبه نکرده بود، و صورت خارجی واضح و روشنی داشت. باعث می شد که دیگران در درون و بیرون از کلیسا در مورد مفهوم مسیحیت گمراه شوند. کلیسا چند ماه از وقت خود را صرف رسیدگی به این شخص کرد. ما او را دوست داشتیم. می خواستیم که از این گناه رو برگرداند و بداند که عیسی با ارزشتر از هر چیزی است که این دنیا به ما می دهد. اما کاملاً مشخص بود که او هیچ تمایلی به رو گرداندن از گناه نداشت. او ثابت قدم بود. در انتخابِ میان گناه خود و کلام خدا، گناه را انتخاب کرد. بنابراین کلیسا به طور رسمی وارد عمل شد.

 

کلیسا چگونه باید تأدیب و انضباط را اجرا کند؟

کلیسا چگونه باید تأدیب و انضباط کلیسایی را اجرا کند؟ عیسی طرحی اساسی در متی 18 : 15 – 17 فراهم می کند. او به شاگردانش می گوید،

” و اگر برادرت به تو گناه کرده باشد، برو و او را میان خود و او در خلوت الزام کن. هر گاه سخن تو را گوش گرفت، برادر خود را دریافتی؛ و اگر نشنود، یک یا دو نفر دیگر با خود بردار تا از زبان دو یا سه شاهد، هر سخنی ثابت شود. و اگر سخن ایشان را ردّ کند، به کلیسا بگو. و اگر کلیسا را قبول نکند، در نزد تو مثل خارجی یا باجگیر باشد.”

توجه کنید که در اینجا خطا میان دو برادر می باشد، و نباید بیش از اندازه عکس العمل نشان داد تا اینکه مصالحه و آشتی انجام شود. عیسی مراحل کار را در چهار قدم توصیف می کند.

 

چهار قدم اساسی

  1. اگر مشکل گناه بین دو نفر حلّ شود، در نتیجه این مورد بسته می شود.
  2. اگر حلّ نشود، شخصی که نسبت به او خطایی شده باید دو یا سه نفر دیگر را بیاورد،” یک یا دو نفر دیگر با خود بردار تا از زبان دو یا سه شاهد، هر سخنی ثابت شود.” (متی 18 : 16). عیسی این عبارت را از تثنیه 19 گرفته، که با توجه به زمینه آن، می خواست مردم را از اتهامات کاذب محافظت کند. در حقیقت تثنیه می گوید که هر گاه نسبت به جرمی مشکوک هستید، به “تفحص نیکو {بازجویی دقیق}” بپردازید. (تثنیه 19: 18) من فکر می کنم عیسی هم به همین شکل می خواست مسیحیان به حقیقت و عدالت توجه کنند، چیزی که نیاز به سعی و کوشش دارد. دو یا سه شاهد باید این توانایی را داشته باشند که تأیید کنند که به درستی خطای جدّی و بیرونی وجود دارد و به درستی که شخص خطاکار توبه نکرده است. امیدواریم که حضور افراد دیگر باعث شود که شخص خطاکار متوجه خطای خود شود یا شخصی که نسبت به او خطایی انجام شده، متوجه شود که لزومی ندارد رنجیده و آزرده شود. ممکن است این قدم و قدم قبلی بر اساس تدبیر و احتیاط افراد حاضر در جلسه، در طی چند جلسه انجام شود.
  3. اگر دخالت دو یا سه نفر راه حلّی ارائه ندهد، شخصی که آزرده شده باید مطلب را با کلیسا در میان بگذارد ( متی 18 : 17). در جماعت من، این کار از طریق مشایخ انجام می شود، چون خداوند، مشایخ را به کلیسا داده که بر همه امور کلیسا نظارت داشته باشند. (اول تیموتائوس 5 : 17؛ عبرانیان 13 : 17 ؛ اول پطرس 5 : 2). مشایخ نام شخصی را که گناه بیرونی، جدّی، و توبه نکرده مرتکب شده، اعلام می کنند. آنها به طور خلاصه توضیحی در مورد گناه او می دهند، توضیحی که باعث نشود دیگران لغزش بخورند یا بی جهت اعضای خانواده این شخص را پریشان و دستپاچه کند. و معمولاً آنها دو ماه به جماعت مهلت می دهند که به دنبال شخص گناهکار رفته و او را دعوت به توبه کنند.
  4. قدم نهایی تأدیب و انضباط کلیسایی، محرومیت از مشارکت یا عضویت کلیسا می باشد، که ضرورتاً به معنای محرومیت از میز خداوند است:” و اگر کلیسا را قبول نکند، در نزد تو مثل خارجی یا باجگیر باشد.” (متی 18 : 17). با او باید به عنوان شخصی که خارج از قوم عهدی خدا می باشد، رفتار کنیم، کسیکه نباید در غذای عهد مسیح شرکت کند. ( اگر چه ممکن است شخص را تشویق کنیم به اینکه در جماعت کلیسایی شرکت داشته باشد؛ مباحثات زیر را بخوانید). جماعت ما بعد از اتمام دو ماه مهلتی که به شخص داده شده، و اگر شخص از گناه خود دست نکشد، این قدم را برمی دارد. البته که دو ماه یک عدد اختیاری است؛ این یک جدول زمانی اساسی برای مطابقت با جلسات منظم اعضای کلیسای ما می باشد. با توجه به شرایط، ممکن است از نظر کلیسا لازم باشد که این زمان سرعت یافته یا از سرعت آن کاسته شود.

 

چرا به مراحل کار سرعت بدهیم یا از سرعت آن بکاهیم؟

گاهی اوقات مراحل تأدیب و انضباط باید نسبتاً آهسته پیش برود. به عنوان نمونه این زمانی است که گناهکار حداقل، تمایلی نسبت به جنگیدن با گناهش نشان می دهد. فقط ماهیت گناه نیست که باید مورد توجه قرار گیرد؛ بلکه باید به ماهیت و طبیعت فرد گناهکار توجه کرد. بی پرده بگویم، گناهکاران مختلف، نیاز به استراتژی و راهکارهای مختلف دارند. چنانکه پولس تعلیم می دهد،”سرکشان را تنبیه نمایید و کوتاه دلان را دلداری دهید و ضعفا را حمایت کنید و با جمیع مردم تحمّل کنید.” (اول تسالونیکیان 5 : 14). گاهی اوقات کاملاً مشخص نیست که شخص سرکش است یا نسبت به گناهش بی تفاوت می باشد یا واقعاً ضعیف است.

به یاد دارم که با برادری کار می کردم که با نوعی اعتیاد درگیر بود، و تا مدتها من مطمئن نبودم که آیا او فقط برای لغزشهای اخلاقی خودش بهانه جویی می کند یا واقعاً جانش ضعیف شده و به خاطر اینکه سالها درگیر گناه بوده، ناقص شده و برای او دشوار است که از گناه کردن دست بکشد. پاسخ به این نوع سؤالات باید بر روی چگونگی سرعت مراحل تأدیب و انضباط تأثیر بگذارد.

گاهی اوقات لازم است که مراحل تأدیب و انضباط با سرعت انجام شود، به این معنا که یک یا دو قدم از قدمهایی که توسط عیسی در متی 18 توصیف شده، حذف شود. دو مجوز کتاب مقدسی برای سرعت دادن به مراحل تأدیب و انضباط شامل (1) جدایی در کلیسا و (2) رسوایی در ملأعام (به عنوان نمونه، گناهی که در جماعتی فراتر از کلیسا، مسیح را بد جلوه می دهد). در رابطه با مقوله اول، پولس می گوید،” و از کسی که از اهل بدعت باشد، بعد از یک دو نصیحت اجتناب نما.” (تیطس 3 : 10). کاملاً مشخص نیست که پولس در اینجا چه مراحلی را در ذهن خود دارد. اما کلامش پیشنهاد می کند که کلیسا باید به خاطر بدن، به سرعت و به طور قطعی در رابطه با افرادی که اهل بدعت و جدایی هستند، اقدام کند.

حتی یک مرحله سریعتر در اول قرنتیان 5 ذکر شده که در آن پولس از کلیسا می خواهد که بلافاصله فردی را که در ملأعام گناهی شرم آور مرتکب شده بود، بیرون کنند، گناهی که حتی جماعت غیر مسیحیان هم آن را رد می کند. در حقیقت، پولس حتی به کلیسا نمی گوید که به این مرد هشدار دهند تا شاید توبه کند. او فقط به آنها می گوید که ” چنین شخص به شیطان سپرده شود.” (آیه 5).

چرا مرحله مربوط به توبه را حذف کرده و به این مرد شانس دوباره ندهیم؟ به این معنا نیست که پولس علاقه ای به توبه یا شانس دوم ندارد. بلکه او به کلیسا می گوید این مرد را بیرون کنند تا ” روح {او} در روز خداوند عیسی نجات یابد.” (آیه 5). قطعاً پولس نسبت به پذیرش دوباره این فرد در کلیسا موافق است، اگر او به درستی ثابت کند که توبه کرده است. ( به دوم قرنتیان 2 : 5 – 8 نگاهی بیندازید). اما نکته این است که، گناه او در ملأعام بوده و باعث ایجاد بیانیه و اظهار نظر عمومی در مورد عیسی می شود. بنابراین، کلیسا باید با یک بیانیه عمومی یکسان، در برابر دنیا نسبت به او اقدام کند: ” قابل پذیرش نیست! مسیحیان چنین کاری نمی کنند!”

در ادامه، خوب است که در اول قرنتیان 5 به این موضوع توجه کنیم که در مورد ارتکاب این شخص به گناه هیچ سؤالی وجود نداشت. هیچ تردیدی وجود نداشت. به هر حال، اگر سؤالی در این رابطه وجود دارد که آیا گناه اتفاق افتاده یا خیر، حتی اگر گناه شرم آور و رسوا کننده باشد، کلیسا باید به اندازه کافی صبر کند تا بازجویی دقیقی انجام شود، چنانکه عیسی در متی 18 چنین تقاضایی می کند. به عنوان نمونه، کلیسا نمی خواهد کسی را به خاطر اختلاس ( یک گناه رسواکننده عمومی) بر پایه شایعات تأدیب کند، حتی دادگاههای دنیایی هم به خاطرِ عدم وجود مدارک و شواهد کافی، پرونده را به سه ماه بعد موکول می کنند.

بنابراین دو موردی که باعث می شود مراحل تأدیب و انضباط سرعت یابد و کلیسا باید به آن توجه داشته باشد، چیست؟ کلیسا باید بداند که در این موارد حکیمانه می باشد که به سرعت عمل کند،وقتیکه (1) تهدیدی فوری به ضدّ اتحاد بدن کلیسا وجود دارد یا (2) گناهی که می تواند در جماعت آسیب بزرگی به نام مسیح بزند. وقتیکه یکی از این مرزها شکسته می شود، هیچ فرمول دقیقی برای آن وجود ندارد، و کلیسا زمانی می تواند به خوبی عمل کند که تعدادی از مشایخ الهی را به عنوان ناظر بر چنین مسائل دشواری منصوب کند.

 

حضور یافتن و بازگرداندن

اغلب اوقات اعضای کلیسا نمی دانند که شخصی که از عضویت و میز خداوند محروم شده، آیا می تواند در جمعهای هفتگی کلیسایی شرکت کند، و در طول هفته، آنها باید چه رفتاری با این شخص داشته باشند.

عهدجدید در قسمتهای مختلفی به این موضوع اشاره می کند (اول قرنتیان 5 : 9،11؛ دوم تسالونیکیان 3 : 6، 14- 15؛ دوم تیموتائوس 3 : 5؛ تیطس 3 : 10 ؛ دوم یوحنا 10)، و موقعیتهای مختلف نیاز به عکس العملهای متفاوت دارند. اما دستورالعملی که به مشایخ کلیسای من داده شده، به طور کلی این دو نکته را در بر می گیرد:

  • به غیر از شرایطی که در آن حضور شخص توبه نکرده، تهدیدی طبیعی برای جماعت می باشد، کلیسا باید از حضور شخص در جمعهای هفتگی استقبال کند. برای این شخص هیچ جایی بهتر از نشستن در حضور موعظه کلام خدا نیست.
  • اگر چه اعضای خانوادۀ شخص تأدیب شده باید به طور قطع به انجام الزامات کتاب مقدسی در رابطه با زندگی خانوادگی ادامه بدهند ( به عنوان نمونه، افسسیان 6 : 1 – 3؛ اول تیموتائوس 5 : 8 ؛ اول پطرس 3 : 1 – 2)، اما طریق رابطه اعضای کلیسا با شخص تأدیب شده باید به شکل قابل ملاحظه ای تغییر کند. رابطه ها نباید به صورت اتفاقی یا دوستانه باشد، بلکه باید به طور عمدی و سنجیده، مکالماتی درباره توبه باشد.

بازگشت به مشارکت در کلیسا زمانی اتفاق می افتد که نشانه هایی از توبه حقیقی وجود داشته باشد. اینکه توبه حقیقی به چه شکلی می باشد، بستگی به طبیعت و ماهیت گناه دارد. گاهی اوقات توبه یک امر سیاه و سفید است، مانند مردی که زنش را ترک کرد. برای او توبه یعنی بازگشت به سوی زنش، این موضوع ساده و آشکار است. اما گاهی اوقات توبه به این معنا نیست که شخص به طور کامل بر گناه غالب شود، بلکه باید تلاش کند که با این گناه بجنگد، مانند شخصی که در چرخه اعتیاد گیر کرده بود.

مشخصاً، سؤال مربوط به توبه حقیقی، یکی از سؤالات دشوار است که نیاز به حکمت بیشتر دارد. توجه و احتیاط باید در تعادل با رحم و شفقت باشد. گاهی اوقات شاید لازم باشد که توبه حقیقی توسط میوه های آن دیده شود، اما نه با صرف کردن زمان زیاد ( به دوم قرنتیان 2 : 5 – 8 نگاه کنید). وقتی کلیسا تصمیم می گیرد که فرد توبه کار را به مشارکت و میز خداوند بازگرداند، نباید هیچ صحبتی در مورد دوره آزمایش یا شهروندی درجه دوم، وجود داشته باشد. بلکه کلیسا باید بخشش خود را در ملأعام اعلام کند ( یوحنا 20 : 23)، محبت خود را نسبت به شخص توبه کار ثابت کند( دوم قرنتیان 2 : 8)، و جشن بگیرد ( لوقا 15 : 24).

 

چرا کلیسا باید تأیب و انضباط را اجرا کند؟

در حالیکه کلیسا به سوی اجرای تأدیب و انضباط کلیسایی پیش می رود، اغلب اوقات با شرایط واقعی زندگی روبرو می شود که پیچیده و دشوار است و هیچ ” مورد ” دقیقی در کتاب مقدس وجود ندارد که مطالعه آن به ما کمک کند که بتوانیم این مورد را از میان لایه های گوناگون موقعیتها بررسی کنیم. همیشه مشخص نیست که آیا باید تأدیب و انضباط رسمی کلیسایی را به کار ببریم، یا این مراحل چه مدت باید طول بکشد، یا آیا شخص خطاکار حقیقتاً توبه کرده است و غیره.

در عین حال که جماعت و رهبرانش بر روی این مسائل پیچیده کار می کنند، باید به یاد داشته باشند که فراتر از هر چیزی، از کلیسا دعوت شده که از نام و جلال مسیح محافظت کند.

اساساً تأدیب و انضباط کلیسایی درباره آبروی مسیح می باشد، و اینکه آیا کلیسا می تواند همچنان اعتراف زبانی شخصی را که زندگیش به شکل بدی مسیح را توصیف می کند، تأیید کند یا خیر. گناه و چگونگی گناه بسیار متفاوت خواهد بود، اما همیشه باید این یک سؤال در ذهن کلیساهای ما باشد: “گناهِ این شخص گناهکار و عکس العمل ما نسبت به آن، چگونه می تواند محبت مقدس مسیح را منعکس کند؟”

به هر حال، اهمیت دادن به آبروی مسیح، اهمیت دادن به خیرّیت غیر مسیحیان است. وقتی کلیساها در اجرای تأدیب و انضباط کلیسایی کوتاهی می کنند، آنها کم کم به شباهت دنیا در می آیند. آنها مانند نمکی هستند که طعم خود را از دست داده، هیچ مصرفی ندارد جز آنکه بیرون افکنده شود. (متی 5 : 13). آنها به هیچ وجه شاهدی برای دنیای گمشده در تاریکی نیستند.

همچنین، اهمیت دادن به آبروی مسیح، اهمیت دادن به دیگر اعضای کلیسا می باشد. مسیحیان باید بخواهند که شبیه عیسی شوند، و تأدیب و انضباط کلیسایی کمک می کند که تصویر مقدس عیسی، شفاف و واضح باقی بماند. هر گاه که یک عمل رسمی تأدیب و انضباط اتفاق می افتد، به اعضا یادآوری می شود که شدیداً مراقب زندگیهای خود باشند. جیمز که خادم کلیسای جماعتی می باشد اینطور جمع بندی می کند: ” مزّیتهای تأدیب و انضباط قابل مشاهده است. از دین برگشتگان را رها می کند، ریاکاران را نمایان می کند، یک نوع حرمت و ترس سودمندی را از طریق کلیسا رواج می دهد، محرّک مراقبت و دعا را افزایش می دهد، بی چون و چرا حقیقت ضعف اخلاقی بشر و عواقب آن را ثابت می کند، بعلاوه، در ملأعام به ضدّ بی عدالتی شهادت می دهد.” {2}

در نهایت، اهمیت دادن به آبروی مسیح، اهمیت دادن به اشخاصی است که در گناه گیر کرده اند. در اول قرنتیان 5، پولس می دانست که محبت آمیزترین عمل این بود که آن مرد را از جماعت بیرون کند” تا روح در روز خداوند عیسی نجات یابد.” ( اول قرنتیان 5: 5).

چرا کلیسا باید تأدیب و انضباط را اجرا کند؟ برای خیرّیت شخص، خیرّیت غیر مسیحیان، خیرّیت کلیسا، و جلال مسیح. {3} در ذهن داشتن این اهداف اساسی به کلیساها و مشایخ کمک خواهد کرد که یکی یکی به موارد مشکل رسیدگی کنند، با علم بر اینکه حکمت و محبت خدا غالب خواهد آمد، حتی زمانیکه حکمت ما قاصر می آید.

 

  1. جان اَنجِل جیمز، مشارکت کلیسا یا راهنمای اعضای کلیسا، اقتباس شده از جلد ششم از دهمین ویرایش کارهای جیمز اَنجِل جیمز، 53.
  2. جیمز، مشارکت مسیحی، 53.
  3. به مارک دِور، نه نشانه کلیسای سالم (راه صلیب، 2004) ، 174-78 نگاهی بیندازید.