عضویت در کلیسا

آفریقا، انجیل خوشبختی، و مشکل کلیساهای محافظت نشده

Article
05.09.2019

نمی توان انکار کرد که انجیلِ تغییر شکل یافته به بسیاری از کلیساها در سراسر آفریقا راه یافته، و سردسته همه اینها انجیل خوشبختی می باشد. اما پیش از اینکه به طور مؤثری به مسأله انجیل خوشبختی بپردازیم، باید این سؤال را بپرسیم که چرا بسیاری از کلیساها در آفریقا اجازه داده اند که این انجیل دروغین بدون هیچ چالشی وارد کلیساها شود. دروازه بانها، سوت زنها، کجا بودند؟ و حتی الان، چرا سکوت کر کننده ای در میان بسیاری از کلیساهای فقیر آفریقا وجود دارد؟

امروزه بیش از هر چیز دیگری، مشکل انجیل خوشبختی این است که ریشه در مشکل کلیسا شناسی دیروز دارد.

به طور کلی، به نظر می رسد که تلاشهای سالهای گذشته انجیل در آفریقا هیچ مکانیسمی به همراه نداشته که توسط آن مسیحیانِ اعتراف کرده بتوانند انجیل را از این تهدیدهای مداوم برای تغییر شکل دادن، حفظ و نگهداری کنند. به عنوان نمونه، به درک اصول و تعالیم گرویدن و مفهوم آن برای عضویت معنادار در کلیسا یا تأدیب و انضباط کلیسایی توجه کمی شده است. به اینصورت که، مسیونرها و کشیشان این سؤال را از خود نپرسیده اند که انجیل چه ارتباطی با حکومت کلیسایی دارد، مسئولیت هر یک از اعضا برای محافظت انجیل در برابر تعالیم دروغین چیست، یا چرا نیاز به تعدّد مشایخ ( پیران، مُرشدان) داریم. بلکه انجیل را بدیهی دانسته و در نتیجه کلیساهای آفریقایی گرفتار شده اند. آنها شدیداً به مسیونرها و کلیساهایی نیاز دارند که این مشکلات را درک کنند و با راه حلهای بهتر و کتاب مقدسی تر مجهز شده باشند.

همه این “مسیحیان” کجا هستند؟

امروزه مسیونرهایی که در قسمتهای بشارت یافته آفریقا کار می کنند، با جامعه ای مواجه شده اند که به ضدّ انجیل مصون شده اند. شهرها پُر از افرادی می باشد که تعمید یافته و به عنوان اعضای کلیساهایی با فرقه های مختلف شناخته شده اند، بنابراین موقعیت کنونی خود را به عنوان یک مسیحی تأیید می کنند، اگر چه بسیاری از آنها زندگیهایی دارند که هیچ یک از میوه های کار روح القدس یا گواه و مدرکی از یک زندگی توبه کرده و ایمان به مسیح در آنها دیده نمی شود. به عنوان نمونه، 80 درصد از برادران (همقطاران) کنیایی من خودشان را مسیحی می دانند، درحالیکه بسیاری از آنها به طور نامرتب به کلیسا می روند، یا اصلاً به کلیسا نمی روند. آنها نیازی به انجیل و کلیسا ندارند، یا فکر می کنند که نیاز به این چیزها ندارند، چون در حال حاضر “مسیحی” هستند.

بقیه افرادی که بیشتر به کلیسا می روند، بیشتر از گروه قبلی؛ به کلیساهایی می روند که انجیل به طور واضح توضیح داده نمی شود. اگر چه آنها در مذهب خود شور و اشتیاق دارند، اما بخش بزرگی از این گروه در توضیح دادن انجیل، حتی در بیان پایه و اساس اولیه انجیل مشکل دارند. مراکز خدمات انجیل حقیقی که در دهه های قبل برپا شده، در بسیاری از موارد به کلیساهایی که از نظر الهیاتی ضعیف هستند تبدیل شده که نهایتاً تسلیمِ تعالیم متنوع انجیل خوشبختی شده است.

تعجبی ندارد که اناجیل دروغین در آفریقا با مقاومت اندک یا هیچ مقاومتی روبرو نشده اند و در نتیجه غارت شده اند. وقتیکه کلیساها پُر از افرادی می باشد که انجیل را نمی شناسند و در بسیاری از موارد به شایستگی انجیل زندگی نمی کنند، در نتیجه آنها نمی توانند خودشان را از تغییر شکل در اصول و تعالیم انجیل و زندگی مطابق انجیل محافظت کنند، چه برسد به اینکه بخواهند زنگ خطر را در جماعت خود به صدا درآورند و در مورد چیزهای جعلی که خود را به شکل حقیقت ظاهر می سازند، هشدار دهند.

ما می دانیم که خدا امین می ماند، و به درستی که او فرزندان خود را در این مکانها پراکنده ساخته است. این دعای همیشگی ما و امید ماست که او افراد بیشتری را از این دسته بلند کند تا یک روز آنها بتوانند چشم انداز کلیسای آفریقا را تعریف کنند، و انجیل خوشبختی در این مناطق از بین برود. اما امروز، مشکل همچنان باقی مانده است. پس ما چگونه می توانیم مأموریتهای مسیونری را به طریقی انجام دهیم که انجیل برای نسل حاضر و نسل آینده حفظ شود؟

 

آیا تحصیلات الهیاتی کافی است؟

در حال حاضر بخش بزرگی از تلاشهای مسیونری صرف تحصیلات الهیاتی می شود. در بسیاری از موارد کشیشان در شهرها هیچ نوع تعلیم و تربیت الهیاتی ندارند. به طور کلی، تلاشهای پیشین مسیونری، تأکیدی بر تجهیز کشیشان نداشت، تجهیز کردن افرادی که “مسئول” بودند. عدم وجود شاگردی مداوم باعث گسترش فزاینده الهیات سطحی شد، و باعث شد که بسیاری از کلیساهای محلی مستعد دریافت هر خطایی باشند که جماعت آنها را آلوده می کرد.

در پاسخ به این مشکل، مؤسسات الهیاتی در سراسر قارّه برپا می شوند. کنفرانسها و سمینارها افزایش یافته، در حالیکه ما سعی داریم تلاشهای مسیونری گذشته را جبران کنیم، اگر چه این تلاشها در هدایت افراد به سوی خداوند مفید بوده، اما ثابت شده که در حفظ و نگهداری انجیل برای نسل بعدی قابل اعتماد نبوده اند. این کار خوبی است، و یک کار ضروری و فوری می باشد. با وجود تلاشهای تازه برای تعلیم و تربیت کشیشان، قاره ما هنوز با کمبود مردان واجد شرایط برای کار تعلیم و تربیت مواجه می باشد، در عین حال که منابع کافی برای تکمیل این تکلیف را ندارد.

 

نقطه کور باقی می ماند

گفته شده که یک نقطه کوری هنوز این تلاشهای مسیونری قابل تعریف و تمجید را آزار می دهد. اکثر تلاشها در بر پایی کلیسا و تعلیم و تربیت کشیشان، به اندازه کافی بر کلیسای محلی تأکید ندارد. تأکید زیادی بر الهیات اصولی و شاخه های دیگری از اصول و تعالیم مسیحی وجود دارد، و باید اینطور باشد، اما متأسفانه کلیسا شناسی به عنوان یک پیش فرض باقی می ماند و در نتیجه به درستی درک نمی شود. اساساً این یک واقعیت غم انگیز است، چون این کلیساهای محلی که به عنوان یک پیش فرض باقی می مانند، نقشه اولیه خدا برای نشان دادن انجیل و نگهداشتن انجیل برای نسل آینده می باشند – نه دانشکده های مذهبی، نه کنفرانسها، نه مراکز تعلیم و تربیت الهیاتی.

پولس در یک نامه سنگین کلیسا شناسی به تیموتائوس نوشت، ” این را به تو می نویسم به امید آنکه به زودی نزد تو آیم. لیکن اگر تأخیر اندازم، تا بدانی که چگونه باید در خانه خدا رفتار کنی که کلیسای خدای حیّ و ستون و بنیاد راستی است. ” (اول تیموتائوس 3 : 14 – 15). اینکه کلیسا چگونه زندگی خود با یکدیگر را رهبری می کند تماماً مربوط به این است که چگونه حقیقت را حفظ و نگهداری می کند.

کلیساهای آفریقا با طرد کردن و تعمید ندادن نسل حاضر، خدمت بزرگی به آنها می کرد. داشتن یک شهر پُر از افرادی که ادعا می کنند پیرو مسیح هستند اما به شایستگی انجیل زندگی نمی کنند، حقیقت انجیل را برای نسل حاضر و نسل آینده از شکل انداخته و بد جلوه می دهد. خدا نمی خواهد که حقیقت را از طریق کتابهایی که از نظر الهیاتی صحیح می باشند، حفظ و نگهداری کند. او زندگیهایی را می خواهد که با زندگی کردن در کنار یکدیگر در کلیساهای محلی، این حقیقت را منعکس می کنند.

 

ما نیاز به کلیساهای امین داریم

اگر امروز به کلیساها تعلیم دهیم که سرزنشها را تمام کنند و بدانند که دیگر تماشاچی مأموریتهای مسیونری نیستند، بلکه دروازه بانهای انجیل هستند، شاید به این ترتیب آنها کشیش بعدی را که برخلاف حقیقت موعظه کند، کنار بگذارند. اگر ما به کلیساها تعلیم دهیم که گرویدن (ایمان آوردن) چیزی بیش از گفتن یک دعا می باشد و اگر ما دیگر از مردم نخواهیم که به قسمت جلوی کلیسا بیایند یا دست خود را بلند کنند تا عیسی را دریافت کنند، در اینصورت ممکن است کلیساهای کوچکتری داشته باشیم که مجذوب فیض مهیب خدا شوند، نه اینکه مجذوب کشیشِ فصیح و گمراه کننده ای که با کت و شلوار برّاق حاضر می شود. ممکن است ما کلیساهایی داشته باشیم که با حرارت و اشتیاق بیشتری برای جلال خدای خود از انجیل محافظت کنند.

بلای انجیل خوشبختی و گروندگان کاذب، مشکل اصلی کلیسای آفریقا نیست. اینها صرفاً نشانه هایی از مشکل اساسیتر می باشند. خدا می خواهد که کلیسای محلی بنا شود تا بتواند در مقابل بادهای مختلفِ خطا و اشتباه بایستد. ممکن است امروز انجیل خوشبختی باشد و فردا ناستیسیم ( آیین ناستیکی).

اگر تمرکز تلاشهای مسیونری بیشتر بر روی برپایی کلیساهای سالم باشد، این مسأله به محافظت انجیل برای نسل ما و نسل آینده کمک می کند.